>>به دنبال اسطوره ها در تار و پود قالی
به دنبال اسطوره ها در تار و پود قالی
زمانی که برای دیدار از یک موزه آثار هنری می رویم، چشمان ما آماده دیدن چیزی است که آن را "اثر هنری" می نامیم اما بی شک موارد بسیاری در زندگی روزمره پیش می آید که از کنار اثر هنری ارزشمندی بگذریم و هیچ توجهی به آن نداشته باشیم. حقیقت آن است که مرز میان هنر و غیر آن، آنچنان که ممکن است در اولین نگاه به نظر برسد مشخص نیست. این عدم تمایز، به لحظه و شرایط پیدایش هنر باز می گردد؛ جایی و زمانی که همزمان نطفه هنر، صنعت و باورهای زندگی امروز ما شکل گرفته است. از همین روست که تمامی پژوهش هایی که به مطالعه در اعماق آثار هنری می پردازند در جایی از پژوهش، به باورها و اسطوره ها می رسند. هنر ایرانی جلوه های متعددی دارد و فرش یکی از پرکاربردترین مصادیق آنهاست. آنچه در فرش به عنوان یک اثر هنری بیش از سایر ویژگیهایش مورد توجه قرار می گیرد؛ طرح ها و نقش و نگارهای آن است. طرح در کنار رنگ و بافت فرش، بیشتر به عنوان شاخصی برای تشخیص هویت آن به کار می رود، اما این طرح ها می توانند به عنوان زبانی نیز در نظر گرفته شوند که با ما از گذشته های دور سخن می گوید. در این مختصر با استناد به متونی از جمله مقاله دکتر نازیلا دریایی، به بازخوانی نقش های فرش ایرانی از منظر اسطوره شناسی خواهیم پرداخت.
اسطوره از موضوعاتی است که فرهنگ پژوهان همواره به آن توجه داشته اند. این توجه از آن روست که اسطوره ها گویای چگونگی تفکر انسان و بیان کننده جایگاه او و رابطه او با دنیاهای مینویی و مادی هستند. این شیوه تفکر، تنها در دنیای ذهنی انسان ها نمی ماند و طی زمان در ساخته ها اجتماعی و مادی انسان نیز نمودار می شود. در فرش، تجسد این شیوه تفکر به واسطه طرح ها و نقش ها و گاهی نیز رنگ هاست. این طرح ها و رنگ ها در حقیقت، نماد هایی برگرفته از طبیعت هستند که فرهنگ ها بواسطه قراداد و تکرار، معنای ویژه ای به آنها داده اند. این نمادها غالبا حیوانی و گیاهی هستند، برای مثال، نقش شاخ قوچ كه در بیشتر فرش های ترکمنی دیده می شود نشانه ای از باروری و نماد قدرت است و نقش عقرب در حاشیه قالی، نشانه ای از رفع شر. نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که هر حیوان یا گیاهی که بر قالی نقش ببندد الزاما معنایی اسطوره ای ندارد. آن نقش هایی که حاوی معانی اساطیری هستند در گذر زمان به انگاره هایی بدل شده اند که باید به واسطه تحلیل بازشناسی و بازخوانی شوند. نقش هایی مانند نقش گلدانی، افشان، درختی، گلستان، لچک ترنج و انگاره هایی چون گل هشت پر، ماهی در هم، شیر، مرغ یا پرنده همچنین پاره ای از نقوش هندسی به کار رفته در فرش می توانند رمزگونه هایی باشند که مفاهیم عظیمی را همراه خود دارند. بسیاری از اسطوره های آفرینش، زمین را مادر و مایه باروری می دانند و انسان را زاده زمین می شمارند. نقش "گلدانی" در فرش ایرانی را می توان چنین تعبیر کرد. گلدان، استعاره ای از زمین است که در مرکز ثقل نقش جای گرفته و گیاهی که از گلدان رسته، در تمامی فرش شاخه دوانده است. درخت و خصوصا درخت " سرو" که در این نقش و نقوش دیگری نیز حضور دارد در اساطیر ایرانی جایگاه ویژه ای دارد تا آنجا که زرتشت به دست خود دو درخت سرو می کارد. سرو را نشان خرمی جاودان و مظهر شعله آتشکده ها می دانند. این نقش در روند تغییرات خود به "بته جقه" بدل می شود.
نمونه دیگر، نقش "گلستان" است. نقشی که می تواند برداشتی از بهشت باشد. فردوس را باغی محصور می دانند که پشت حصارهایی قرار گرفته تا از دسترس اهریمن دور باشد. نقش گلستان در فرش هم حاشیه هایی دارد که می توانند استعاره هایی از همین حصارهای فردوس باشند. حوض یا آبگیر مرکزی نقش، نشانه ای از آب های همیشگی فردوس است و پرندگان و حیوانات و گیاهان پیرامون آن را فراگرفته اند. "لچک – ترنج" نیز به همان مفهوم بهشت اشاره دارد. لچک، سه گوش هایی هستند که در حاشیه های برخی فرش ها قرار دارند و منظور از ترنج نیز دایره، مربع، لوزی و... است که در مرکز فرش بافته می شود. این اشاره خصوصا بر حوض پرآبی است که در مرکز فرش نقش می بندد. ترنج در فرش ایرانی همان حوض پر آب بهشتی است.
از میان مفاهیم اسطوره ای و اسطوره های مختلف، میترا یا مهر، جایگاه ویژه ای در نقش های فرش به خود اختصاص داده است. "گل هشت پر" یا همان "نیلوفر آبی"، "ماهی در هم"، "شیر" و برخی نقوش هندسی می توانند با این اسطوره در ارتباط باشند. مهر یا میترا، خدای دوستی و پیمان در میان ایرانیان و هندیان بوده است. در اساطیر آمده که مادرش در دریاچه ای شنا می کرد که از نطفهای مقدس مهر را باردار می شود. مهر، در آب و روی گل نیلوفر آبی زاده می شود و سرانجام مادر و فرزند را ماهی بزرگی به ساحل می آورد. نقش گل هشت پر که بعد ها به "شاه عباسی" شهرت می یابد همان نیلوفر آبی است. البته این گل، تنها نماد مهر نیست و به آناهیتا ، الهه آب هم منسوب است. نقش ماهی در هم نیز می تواند به انتقال مهر و مادرش بر نیلوفر آبی، توسط ماهی به ساحل اشاره داشته باشد. از دیگر داستان هایی که در اساطیر پیرامون مهر وجود دارد، جنگ او با گاو است. مظهر زمینی مهر، شیر است. نقش جنگ شیر و گاو در حجاری های تخت جمشید بسیار معروف است. به این ترتیب شیر در نقش فرش نیز می تواند نماد دیگری از مهر باشد. اما مهر، نماد دیگری هم دارد. رابطه میان مهر و خورشید، رابطه ای همیشگی است. "گردونه مهر" یا "خورشید" که از جمله نقوش هندسی بسیار کهن و مرسوم در فرش است نماد دیگری از این خدای دوران کهن است.
***
طرح هایی از این دست، در گذر زمان تغییرات بسیاری داشته اند و گاهی به نمادهایی بسیار مختصر تبدیل شدهاند که تمیز و تشخیص آن ها را دشوار می کند، اما بازخوانی این طرح ها می تواند ما را به درک عمیق تری از داشته های فرهنگی و نیز هویتمان رهنمون کند. هر چند ذهنیت غالب امروز، ذهنیت و شیوه تفکر "علمی" است اما اسطوره ها از بین نرفته اند. این مقاله نشان می دهد که چه طور اسطوره ها در فرش زیر پایمان و در لحظه لحظه زندگی روزمره مان خود را جای داده اند. آشنایی با آنها و یادگیری الفبایشان به ما کمک می کند که علاوه بر دیدن شکل و ظاهر یک فرش، محتوا و معنای پشت آن را هم ببینیم. به این ترتیب گاه می توان در اوج خستگی ها و روزمرگی های زندگی، از یک گل قالی، به دنیایی متفاوت پرت شد و برای دقایقی، گونه دیگری از زیستن را تجربه کرد، زیستن در میان اسطوره ها!
این ملطب ابتدا در نشریه سپیده دانایی منتشر شده است.

