>>ریسندگی، رنگرزی و رفوگری؛ گام هایی پیش و پس از بافندگی
ریسندگی، رنگرزی و رفوگری؛ گام هایی پیش و پس از بافندگی
یکی از دلایلی که عده ای از کارشناسان، توریسم را یک"صنعت" می نامند این است که موفقیت آن، در گرو فعالیت واحدهای مختلفی است. واحدهای حمل و نقلی، مترجمین و راهنماهای تور، مسئولین ساختمان های باستانی، تولیدکنندگان و فروشندگان صنایع دستی و... از جمله واحدهایی هستند که در صنعت توریسم فعال می شوند. واحدهایی که هرکدام با انجام کار خود درحقیقت، بخشی از کلیت کار نهایی را انجام می دهند. تمامی این فرآیندها نیز با نظم خاصی انجام می شود، نظمی که بیشتر در صنعت و فرآیند تولید کارخانه ای دیده می شود. نگاه کردن به نظام تولید فرش ایرانی در گذشته نیز چنین تصویری را به ذهن تداعی می کند. فرآیند پشم چینی و پشم ریسی، تهیه مواد اولیه رنگ و خود عمل رنگرزی، تهیه و ساخت ابزار فرشبافی، طراحی و بافت، داد و ستد فرش و همین طور، رنگبری و رفوگری، همه و همه گرچه توسط افراد و واحدهای مختلف و جداگانه ای صورت می گرفته اند اما از چنان حدی از انسجام و یکپارچگی برخوردار بوده اند که فرش ایرانی توانسته تا امروز دوام بیاورد. گویی در نظام سنتی و پیش از صنعتی شدن فرشبافی، کل جامعه به مثابه یک نظام یا کارخانه فرشبافی عمل می کرده است. به همین رو شاید بتوان گفت که فرش، جزء معدود صنایع دستی کشورمان است که چنین حجمی از اشتغال را ایجاد کرده و تولید آن، ابعادی به این وسعت دارد. این یادداشت، گذری بر برخی مشاغل ایجاد شده پیرامون فرش خواهد داشت.
ریسندگی: درحقیقت، اولین مرحله فرآیند فرشبافی است. در این مرحله می بایست ماده اولیه که - سنتا برگرفته از طبیعت بوده- مورد فرآوری قرار گرفته و آماده کار گردد. لفظ ریسندگی، اغلب درمورد فرآیند تبدیل پشم به نخ به کار می رود و برای ابریشم از اصطلاح ابریشم کشی استفاده می شود. در ریسندگی، ابتدا طی چند مرحله، ضایعات و خار و خاشاک پشم گرفته می شود و نخ یک لا تولید می گردد. سپس این نخ های یک لا را به هم تابیده و نخ های محکمتر و ضخیم تری ایجاد می شود. درمرحله بعد، نخ های تولید شده، به صورت کلاف به هم پیچیده می شود. نکته قابل توجه در اینجا آن است که برای جلوگیری از کاهش اصطکاک و درهم تنیدگی الیاف پشمی که امر شایعی است از تکنیک آب و روغن استفاده می شود، به این معنا که قبل از مرحله زدودن ضایعات، پشم ها را در مخلوط آب و روغن برای مدت 24 ساعت می خوابانند تا حالتی بی بار پیدا کند. برای ابریشم کشی نیز که منظور از آن، باز کردن تارهای ابریشم از روی پیله کرم ابریشم است ابتدا آن را در آب گرم قرار می دهند تا به اصطلاح، چسب پیله شل شده و سر آن آزاد شود. سپس با استفاده از دستگاهی آن را باز کرده و به صورت کلاف دور هم می بندند. سپس مانند پشم، آن را در مخلوط آب و روغن و یا آب و صابون قرار داده و پس از بیرون آوردن، می تابند. کشش، گرما، حرارت و نیز مجاورت با اسیدها می تواند بلورهای ابریشم را از بین ببرد، به همین دلیل، فرآیند ابریشم کشی و نیز استفاده و نگهدای آن کار پیچیده ایست.
رنگرزی: پیشینه آن را در دنیا به بیش از 4500 سال پیش منسوب می کنند و پارچه های رنگی ای که از مکان های مقدس مصری کشف شده است. برخی کتیبه های مصر باستان نیز اطلاعات ارزشمندی درخصوص شیوه های تهیه مواد رنگی و استفاده از آنها در فرآیند رنگرزی دارند. بخش های مختلف گیاهان، حشرات، صدف ها، مواد معدنی و... از دیرباز به عنوان مواد اولیه رنگرزی محسوب می شده اند. مواد رنگزا در برهه هایی از تاریخ جزء صادرات قابل توجه کشورهای شرقی به اروپا محسوب می شده اند. فرمول های تهیه رنگ، از جایی به جای دیگر تفاوت می کنند و در سنت قدیمی فرشبافی نیز جزء اسرار کار رنگرزها محسوب می شده اند، اسراری که به هرکسی انتقال داده نمی شده است. شیوه های سنتی رنگرزی که امروز به دلیل پرزحمت بودن، کمتر مورد استفاده قرار می گیرند رنگ های مختلف را با استفاده از مواد طبیعی ایجاد می کردند. برای مثال، رنگ سبز از زرچوبه و برگ درخت مو حاصل می شود، رنگ قهوه ای، مخلوطی از پوست انار، آب آهک و روناس است، رنگ نخودی، حاصل ماست ترش، روناس و آب رودخانه است، زاج سفید و قرقروت و روناس، رنگ قرمز گلی را ایجاد می کند. رنگرزی پشم و ابریشم، تفاوت هایی با هم دارد که نظام سنتی رنگرزی فرش به خوبی از آن اطلاع داشته است، از جمله اینکه ابریشم طبیعی دارای ماده ای صمغ مانند است که مانع رنگ گرفتن الیاف آن می شود. برای همین، پیش از اضافه کردن مواد رنگی، ابریشم را با محلولی که از سوخته گیاهی به دست می آید و خاصیت بازی دارد و یا با آب صابون غلیظ می جوشانند. پس از آب کشی، الیاف ابریشمی را برای رنگرزی می برند که خود مراحل طولانی و حساسی دارد.
رفوگری: به نظر می رسد در سبک زندگی سنتی ما، ارزش هایی مثل "قناعت" در مقابل "مصرف"، رواج بیشتری داشتند. همین موضوع باعث می شد که فرهنگ تعمیر لوازم و وسایل زندگی، گستره بیشتری در بین افراد داشته باشد. تعمیر لباس، ظرف و سایر وسایل خانه، بسیار در فرهنگ سنتی ما دیده می شده، در این بین، تعمیر برخی لوازم و وسایل با توجه و دقت بیشتری دنبال می شده، به حدی که گاه خود به یک تخصص و نیز یک شغل مجزا ارتقاء می یافته است. از این جمله است تعمیر فرش که ما از آن تحت عنوان رفوگری یاد می کنیم. در رفوگری، قسمت های رنگ گرفته و لک شده فرش پاک شده و بخش های پاره و پوسیده آن بازسازی می شود. امروزه کشور ترکیه، توجه ویژه ای به این اصل سنتی نشان داده و با وارد کردن فرش های کهنه سایر کشورها و رفوی آنها، محصولات قابل دفاعی برای صادرات تولید کرده و از این محل، سود اقتصادی سرشاری نیز می برد.
***
فرش، کالایی هنری و درعین حال کاربردی و قابل استفاده است که توانسته از دیوار کاخ های سلطنتی تا زیرپای خانواده های فقیر برای خود جایی باز کند. همین دایره وسیع مخاطبان است که آن را تا به این حد، رشد داده است. کشور ما از آنجایی که از گذشته تاکنون با مسئله فرشبافی درگیر بوده از حجم وسیعی از دانش و نیز متخصصان و کارشناسان فرشبافی و مشاغل مرتبط با آن برخوردار است؛ مسئله ای که اگر توجه ویژه ای به آن شده و برنامه ریزی درستی در این خصوص صورت گیرد می تواند بستری جهت اشتغالزایی و کاهش نرخ بیکاری ایجاد کند. ثبت سازماندهی شده این میراث پدری و همچنین ارتقاء جایگاه فرش ایرانی در دنیا نیز از دیگر برکات چنین حرکتی خواهد بود.
این ملطب ابتدا در نشریه سپیده دانایی منتشر شده است.

