>>معرفی کتاب "خانواده در جهان امروز"
معرفی کتاب "خانواده در جهان امروز"
"پژوهشی جامعهشناختی از الگوهای جدید زندگی"، این عبارتی است که کتاب "خانواده در جهان امروز" با آن خود را معرفی میکند؛ کتابی 218 صفحهای که سال گذشته توسط افسر افشار نادری و بیتا مدنی ترجمه شده است. نسخه انگلیسی کتاب، نوشته الیزابت بک گرنسهایم و محصول سال 2002 است که دکتر باقر ساروخانی نیز بر نسخه فارسی آن مقدمهای نوشته است.
کتاب خانواده در جهان امروز، در قالب 6 فصل به بررسی سردرگمیهای کنونی در خانواده، عادی شدن طلاق، زندگی به عنوان یک طرح برنامهریزیشده، قرارداد نسلی و روابط جنسیتی، خواهان فرزند سالم و خاص بودن و درنهایت، چند فرهنگه شدن خانواده پرداخته است، مطالبی که بیشتر به فهرستی از مسائل خانواده در زندگی امروز شباهت دارند تا آنکه یک مجموعه بحث طولانی و نظری درباره آنها باشند. جذابیت این کتاب نیز دقیقا از همین ویژگی آن نشات میگیرد که مسائل متنوع و وسیعی را در حوزه خانوادههای امروز و آینده خانواده در جهان طرح کرده است.
نویسنده ابتدا به ذکر تاریخچه یکی دو قرن اخیر خانواده اروپایی پرداخته و نشان میدهد که به دنبال فعالیت جنبشهای دانشجویی و زنان در دهههای 60 و 70، چگونه تعریف سنتی از خانواده بهنجار زیر سوال میرود، تعریفی که خانواده را به مثابه "پیوند رسما مقدس و دائمالعمر زن و شوهری درنظر میگرفت که مرد با فعالیت اقتصادی و زن بدون فعالیت اقتصادی، به همراه فرزندان همگی در کنار هم زندگی میکردند." امروزه تمامی ارکان این تعریف، بیاعتبار شدهاند: رسمی بودن، دائمالعمر بودن، تقسیم کار سنتی و مسئله فرزندآوری.
این کتاب همچنین به برخی تناقضهای حوزههای مختلف دنیای مدرن اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه باعث تضعیف خانواده میشوند. به عنوان مثال از ارزشهای کاری حرفهای نام میبرد که با شیفتهای کاری متغیر، تغییرات نامنظم ساعات کاری، دورههای آموزشی در شهرهای دیگر، ماموریتهای متعدد و... چهطور خانواده را تابع خود میکنند به جای آنکه خود تابع آن باشند. این مسئلهایست که روابط پایدار و عمیق خانواده را خصوصا در معنای سنتی آن به چالش کشیده و به تولد اشکال جدیدی در این زمینه کمک میکند.
بخش دیگری از این کتاب به رشد تکنولوژیهای پزشکی و تاثیر آنها بر تبدیل شدن خانواده به یک طرح از پیشبرنامهریزی شده اشاره کرده و میگوید با رایج شدن آزمایشهای پیش از ازدواج و امکان جلوگیری از تولد کودکان ناقص، میتوان از تولد کودکان سالم نیز بر مبنای شاخصهای دیگری چون جنسیت، نژاد و... جلوگیری کرد و یا با احداث بانکهای اسپرم، استفاده از رحمهای اجارهای و انواع روشهای نوین فرزندآوری، مفهوم والدگری تغییر کرده و مفهوم والدین اجتماعی درمقابل والدین زیستی بیش از پیش مطرح میشود. این فصل، تصویری از طبیعت استحاله شده پیش روی مخاطب میگذارد و دنیای تماما برنامهریزیشدهای را معرفی میکند که در آن، کنشهای عمدی انسانی، جایگزین دست تقدیر میشود.
کتاب همچین نشان میدهد که برهمخوردن نقشهای سنتی زنانه، زنان را با مسئله حجم بالای کارها و درنتیجه کمبود زمان مواجه کرده، مسئلهای که نویسنده آنرا "کسالت ناشی از شتابزدگی"نامیده و میگوید زنان، این زندگینامه عادتی را نمیپذیرند و درنهایت آنرا تغییر خواهند داد. در آن صورت، مسائل بسیاری پیش روی خانواده قرار خواهد گرفت، از جمله اینکه کودکان را چه کسی باید نگهداری کند و یا مسئولیت پرستاری از پدران و مادران سالمند بر عهده کیست؟
نویسنده، با ذکر تمام این موارد و توضیح اینکه خانواده درحال دگردیسی است و در آینده به چیز یا چیزهایی تبدیل خواهد شد که امروز چندان مشخص نیست، این مسئله را مطرح میکند که به زعم برخی، گروه دوستان میتواند جایگزین خانواده شود و خود او، این استدلال را چنین رد میکند: دوستی یک رابطه داوطلبانه و آزادانه است و همین نقطه قوت دوستی، نقطه ضعفش نیز محسوب میشود. دوستان عموما همسن هستند و به همین جهت با مسائل مشابهی درگیرند . همین مسئله، توان و فرصت انها را برای کمک کردن به یکدیگر کم میکند.
کتاب درنهایت، به خانوادههای چندفرهنگه میپردازد که دین، تابعیت، زبان و بسیاری از مسائل مربوط به خود و خصوصا فرزندانشان پیچیده میشود و این مسئله، مدیریت کارآمدتر و آگاهانهتری را از ناحیه زوجین میطلبد. زندگی در قالب چنین خانوادههایی به دور از پارامترهای عادی و بهنجار است و عدم قطعیت در آن موج میزند. به همین جهت نویسنده، چنین خانوادههایی را پیشگامان جامعهای چندفرهنگه مینامد.
خواندن این کتاب برای علاقمندان حوزه خانواده و تغییرات آن جالب توجه خواهد بود.

