>>باورهای غذا و غذاهای باور
باورهای غذا و غذاهای باور
قصه هبوط یا همان تبعید انسان به زمین، از "خوردن"شروع میشود، خوردنِ میوهِ ممنوعه! این خوردن، اتفاقی است که برخی از متون مذهبی، آن را "گناه نخستین"تعبیر کرده و اولین نافرمانی بشر در مقابل خواست الهی قلمدادش میکنند، نافرمانیای که آغازی بر زندگی پررنج و مشقت نوع بشر بر روی زمین شد. کمی تعمق بر روی این قصه و عناصر آن، این سوال را به ذهن متبادر میسازد که به راستی، خوردن چیست و چه جایگاهی در زندگی و باورهای بشر دارد؟ آیا صرفا تامین مواد و انرژی مورد نیاز بدن از طریق بلعیدن یکسری مواد حاوی انرژی است؟
بسیاری از بشارتهای ادیان درباره زندگی جاودانه انسانهای نیکوکار در بهشتی امن و خواستنی، با غذا همراه است. گوشت، نان، میوه، انواع نوشیدنی و نیز خوراکیهای لذیذ و خوشبویی که بشر حتی فکرش را هم نمیتواند بکند، خوراکیهایی که تمام نمیشوند و به محض خواستن، مهیا میشوند. خدا به بندگانش، به عنوان پاداشی برای نیکوکاریشان در دنیا، دستور خوردن آنها را میدهد.
بسیاری از انذارهای ادیان در زندگی دنیوی نیز به غذا مربوط است. تقریبا دین یا نظام اعتقادیای پیدا نمیشود که حساسیتی نسبت به آنچه پیروانش میخورند نشان ندهد. تقسیمبندی خوراکیها به مقولات حلال و حرام دقیقا از همینجا نشات میگیرد. مهرداد عربستانی، با مطالعه این ممنوعیتهای غذایی در بین منداییهای جنوب ایران، آنها را به کیهانشناسی و نوع نگاه آنها به جهان ارتباط میدهد. او میگوید علت اینکه منداییها گوشت چهارپایان را نمیخورند این است که این حیوانات بر روی زمین راه میروند و در تماس با عالم زیرین و ظلمانی قرار دارند ولی پرندگان، پرواز میکنند و ارتباطشان با دنیای رویین است و ماهیها هم در آب زندگی میکنند که مطهر است. موقع ذبح این موجودات حلال گوشت (پرندگان و ماهیهای غیرگوشتخوار و از چهارپایان فقط گوسفند نر) نیز نباید بدن آنها با سطح زمین تماس پیدا کند چون در آن صورت، گوشت آن حرام شده و غیرقابل خوردن خواهند بود.
فریزر، یکی از انسانشناسان حوزه دین نشان میدهد که در بین بسیاری از قبایل و بومیان آمریکای شمالی نیز خوردن برخی غذاهای گوشتی منع شده است. این اقوام معتقدند که طبیعت از راه غذایی که انسان و حیوان میخورد به آنها تزریق میشود. به همین علت، خوردن گوشت گوزن که حیوانی چابک و چالاک است توصیه شده و به عنوان مثال، خوردن لاکپشت که کند است و یا خوردن طیور که بیدفاعند یا خوک که تنپرور است منع شده است. این قواعد خصوصا در مورد بزرگان و روسای قبایل بیشتر رعایت میشود چرا که آنها نباید زشت و زمخت و کند باشند.
روزهداری و خودداری از خوردن، فریضهای مذهبی در برخی ادیان از جمله دین اسلام است که ارتباط نزدیکی با خودسازی دارد. پرهیز از شکمپرستی و پرخوری، بخشی از آموزههای پرورشی ادیان است. ولیمه دادن به هنگام جشنها و شادیها، یکی دیگر از توصیهها و رسومی است که سنت مذهبی اسلامی نیز بر آن تاکید میکند. کفاره برخی گناهان، با سیر کردن گرسنگان پرداخت میشود. یکی از انفاقها و نیکوکاریهای توصیه شده، غذا دادن به فقرا و توجه به گرسنگان است.
در ارتباط انسان با مفاهیم مذهبی و عالم غیب نیز غذا نقشی کلیدی دارد. مقدس دانستن برخی نوشیدنیها و خوراکیها و استفاده از آنها در مراسم مذهبی خاص، اشارهای به این مسئله دارند. مراسم عشاء ربانی در دین مسیح، یکی از نمونههای نقش آیینی غذاست. در این مراسم که شب کریسمس و در کلیسا برگزار میشود مسیحیان به یاد شام آخر که عیسی مسیح به حواریون خود نان و شراب داد، از نان و شرابی که اوراد مذهبی بر روی آن خوانده و مقدس شده میخورند. اعتقاد مسیحیان کاتولیک بر آن است که در اینجا، نان مقدس، نماد تن عیسی و شراب مقدس، نماد خون اوست. قربانی کردن و پخت غذایی از گوشت قربانی، برگزاری مراسم دعا و برپایی انواع سفرههای آیینی هم که با غذاهای خاصی همراهند جلوه دیگری از همین نقش ارتباطیِ غذا با عالم غیب محسوب میشوند.
حتی در ارتباط با اموات نیز، غذا نقشی واسطهای بر عهده میگیرد. خیرات، عموما خوراکیهایی هستند که بین مردم و یا حتی وسیعتر از دایره انسانها پخش میشوند. در برخی گورستانهای شهر نیاسر، از قدیم، سنگ قبرها به گونهای طراحی میشدند که هرکدام یک حفره دایرهمانند در روی خود دارند. این حفره یا به وسیله باران و یا به دست زیارتکنندگان قبر پر از آب میشود و به نیت خیرات، مقداری دانه نیز برای پرندگان در کنار آن میریزند.
اگر خوردن، تنها عملی برای سیر شدن و تامین انرژی مورد نیاز بدن بود، آیا چنین جایگاهی در میان فرهنگهای مختلف پیدا میکرد؟ غذا خوردن، عملی است که شناختهشدهترین و سطحیترین لایه آن، سیر شدن و تامین انرژی مورد نیاز بدن است. گرسنگی ازآنجایی که یکی از پایهایترین غرایز موجودات زنده است و ارتباط مستقیمی با مسئله حیات و زنده ماندن دارد، از جایگاه ویژهای نیز در مباحث تربیتی و خودسازی برخوردار است و از این رو، ادیان، توجه ویژهای به مبحث غذا دارند.

