>>انسانشناسی برای زندگی روزمره 7- تقسیم کار
انسانشناسی برای زندگی روزمره 7- تقسیم کار
زن: چرا غذا میخوری سفره رو جمع نمیکنی؟... همیشه لباساتو من باید مرتب کنم؟... خوب یه بارم تو ظرفا رو بشور!... اصلا میدونی مواد خوراکی مون کی تموم میشه و کی اونا رو میخره؟... قبض آب و برق چه قدر میاد و شارژ ساختمون رو کی میده؟... هر وسیلهای میخوای باید جاشو از من بپرسی، خوب اگه یه کم تو خونه کار میکردی میدونستی جای هر چیزی کجاست؟... خسته شدم، مگه من تو این خونه آدم نیستم! آخه چه قدر کار کنم؟ مرد: خوب خانم، من که دنبال تفریح نمیرم، صبح تا شب سر کارم و وقتی میام اون قدر خستهام که نای هیچ کاری رو ندارم. تازه خودت میدونی که من کارای خونه رو بلد نیستم. زن: ببینم، مگه من سر کار نمیرم؟ مگه من پول درنمیارم؟ پولم رو خیرات نمیکنم که، تو این خونه داره خرج میشه. چه طوره که فقط کار کردن و خسته شدن خودتو میبینی؟ خوش به حال زنهای قدیم، واقعا خوش به حالشون... مرد: خوب نرو سر کار، مگه من گفتم بری. بشین خونه و راحت زندگیتو بکن. زن: اِ، اِ، اِ... چه ربطی داره؟ من از کارم گله ندارم که، اونو دوست دارم، بهم آرامش میده. بحث من مشارکت نکردن تو توی کارای خونه است...زن: چرا غذا میخوری سفره رو جمع نمیکنی؟... همیشه لباساتو من باید مرتب کنم؟... خوب یه بارم تو ظرفا رو بشور!... اصلا میدونی مواد خوراکی مون کی تموم میشه و کی اونا رو میخره؟... قبض آب و برق چه قدر میاد و شارژ ساختمون رو کی میده؟... هر وسیلهای میخوای باید جاشو از من بپرسی، خوب اگه یه کم تو خونه کار میکردی میدونستی جای هر چیزی کجاست؟... خسته شدم، مگه من تو این خونه آدم نیستم! آخه چه قدر کار کنم؟ مرد: خوب خانم، من که دنبال تفریح نمیرم، صبح تا شب سر کارم و وقتی میام اون قدر خستهام که نای هیچ کاری رو ندارم. تازه خودت میدونی که من کارای خونه رو بلد نیستم. زن: ببینم، مگه من سر کار نمیرم؟ مگه من پول درنمیارم؟ پولم رو خیرات نمیکنم که، تو این خونه داره خرج میشه. چه طوره که فقط کار کردن و خسته شدن خودتو میبینی؟ خوش به حال زنهای قدیم، واقعا خوش به حالشون... مرد: خوب نرو سر کار، مگه من گفتم بری. بشین خونه و راحت زندگیتو بکن. زن: اِ، اِ، اِ... چه ربطی داره؟ من از کارم گله ندارم که، اونو دوست دارم، بهم آرامش میده. بحث من مشارکت نکردن تو توی کارای خونه است..."تقسیم کار" چیست و جوامع چه نیازی به آن دارند؟ این، سوالی است که بسیاری از اندیشمندان علوم اجتماعی را به خود مشغول کرده تا جایی که دورکیم، یکی از بزرگترین جامعهشناسان کلاسیک، عنوان یکی از کتابهای خود را به آن اختصاص داده و وضعیت این مفهوم را در جامعه جدید بررسی میکند. امروز نیز در مباحث دفاع از حقوق زنان، همچنان بحث آن به گونه دیگری مطرح است. ضعف جسمی انسان که او را جزء ضعیفترین موجودات طبیعت طبقهبندی میکند به همراه ترسی که او همیشه از موجوداتی خیالی و واقعی داشته باعث شده که انسانها نتوانند به تنهایی زندگی کنند و از همان ابتدا، شیوه زندگی جمعی را بپذیرند، شیوهای که در آن، بسیاری از کارها به صورت گروهی انجام میشوند و تقسیم کار، اصلی کلیدی در اینجاست. تقسیم کار برمبنای شاخصهای مختلفی چون سن، جنس، ارث و... صورت میگرفته ولی بدون شک، تقسیم کار جنسی، قدیمیترین نوع تقسیم کار است که در آن، "نقشهای جنسیتی" تعریف شدهاند. منظور از نقشهای جنسیتی، وظایف و فعالیتهایی است که هر فرهنگ، به دو جنس زن و مرد میدهد. این نقشها میتواند به مرور باعث برتری یکی از دو جنس بر دیگری گردد، به این معنا که کار او مهمتر تلقی شده و پول، قدرت، حیثیت و یا آزادی شخصی بیشتری را برایش به ارمغان آورد. به عنوان مثال در دوره شکار و گردآوری که از ابتدای زندگی انسان (بیش از 4 میلیون سال پیش) تا 12 هزار سال پیش را شامل میشود زنان به گردآوری میوهها و مواد خوراکی از پیرامون خود میپرداختند و به این منظور، گشتزنیهای محدودی در اطرافشان داشتند. مردان نیز به صورت گروهی به شکار و ماهیگیری رفته و گوشت مورد نیاز را تامین میکردند. در این دوره، کمترین نابرابری یا قشربندی جنسی بین زن و مرد دیده میشود چرا که هر دو، بخش قابل توجهی از غذای مورد نیاز را فراهم میکنند. در دوره بعدی زندگی بشر که به دوره کشاورزی و دامپروری معروف است، نقش زنان در تهیه منابع غذایی به تدریج کم میشود چرا که استفاده از گاوآهن و وسایل کشاورزی دیگر و نیز آبیاری مزارع، کاری بود که نیاز به قوای جسمی بالایی داشت. همچنین زنان نمیتوانستند همراه با گله، به چرا بروند چرا که بارداری و نقشهای مادرانه عموما به آنها اجازه جابهجاییهای بزرگ را نمیداد. بنابراین، کارهای خانگیِ به اصطلاح کماهمیت به زنان سپرده شد و مرد به عنوان نانآور خانه به خارج از فضای خانگی رفت. در دوره صنعتی، این روند تشدید شد چرا که اینبار، تامین غذای خانواده به وسیله کار در کارخانهها و بر سر دستگاهها بود که این نیز بسیار مردانه و خارج از حد تحمل زنان تصور میشد. در این دوره، کار واقعی، کاری بود که در قبال آن دستمزد دریافت میشد و کارِ خانگی، بااینکه خدمات ارزشمندی را به صورت رایگان به این جمعیت شاغل مرد ارائه میکرد اما هرگز کار تلقی نمیشد. پس از جنگ جهانی ولی ماجرا تغییر کرد و به دلیل رفتن مردان به جبهه و خالی شدن کارخانهها، جمله "جای زن در خانه است"، با جمله جدیدی جایگزین شد: "کار زن در خارج از خانه، جزء وظایف میهنی اوست!" اینگونه بود که پای زنان از فضای خانگی به فضاهای کاری خارج از خانه باز شد و آنها، دوباره توانستند نقشی بارز در تولید غذای خانواده و یا به اصطلاح نانآوری خانه ایفا کنند. اتفاقی که طی چند دهه اخیر نیز در کشور خودمان شاهدش هستیم. امروز و در عالم واقع، زنان، بخشی از نیروی مزدبگیر خانه هستند و در همان فضاهای کاری مردانه نیز کار میکنند ولی هنوز نقشهای جنسیتی آنها کاملا مورد بازنگری قرار نگرفته و همچنان همان کارهای خانگی سابق نیز از آنها مطالبه میشود. مسئلهای که خود، ریشه بسیاری از نارضایتیها و حتی تنشهای زن و شوهری است و بدون شک، تنها با آگاهی نسبت به این مسئله و برنامهریزی برای رفع آن، تعدیل خواهد شد. این، سوال مهمی است که امروز دیگر جواب از پیش تعیین شدهای ندارد: "چه کسی باید کارهای خانه را انجام دهد؟" کسی که کار کمتری در بیرون انجام میدهد؟ کسی که درآمد کمتری در بیرون دارد؟ کسی که کار راحتتری در بیرون انجام میدهد؟ کسی که کار کماهمیتتری در بیرون انجام میدهد؟ کسی که کمتر در بیرون خسته میشود؟ آیا شاخصی برای سنجش این مفاهیم وجود دارد؟ از منظر دیگری نیز میتوان به این مسئله توجه کرد. چه کسی بیشتر زحمت میکشد و کار چهکسی مهمتر است؟ کسی که در خانه به امور خانهداری میپردازد یا کسی که در بیرون کار میکند؟ پژوهشها نشان میدهد با آنکه امروزه تکنولوژی، انجام بسیاری از کارهای خانگی را سادهتر کرده ولی برخلاف تصور عامه، کار خانگی زنان کم نشده است. گیدنز، جامعهشناس معاصر در کتاب خود ضمن اشاره به نتایج پژوهشهایی در این زمینه میگوید که میزان ساعاتی که زنان خانهدار بریتانیا صرف انجام کارهای خانگی روزانه میکنند طی 50 سال گذشته هیچ تغییری نکرده است! زنان، امروز گرچه لباسها را با دست نمیشویند یا مجبور نیستند برای آوردن آب به آبانبارها بروند ولی وظایف جدیدی به آنها محول شده که به همان اندازه وقتگیر هستند، خرید ملزومات زندگی، توجه ویژه به بچهها و رتق و فتق امور کلاسی و درسی آنها، انجام امور بانکی و پرداخت قسطها و قبضها و... به نظر میرسد یکی از مهمترین مسائلی که خانوادههای نوپای امروزی باید به آن بپردازند تا از مشکلات احتمالی در آینده جلوگیری کنند، بحث درباره بازتعریف تقسیم کار و توافق بر سر همین نقشهای جنسیتی مناقشهآمیز است. این مطلب، ابتدا در نشریه سپیده دانایی منتشر شده است.

