جومونگ و ایرانی شاهنامهخوان
محققان علوم انسانی اصولا از دو نوع مجاورت صحبت می کنند: مجاورت جغرافیایی و مجاورت فرهنگی. در مجاورت جغرافیایی، عجیب نیست اگر ما با برخی فرهنگهای همسایهمان احساس نزدیکی میکنیم چرا که تجربه سالها زیستن در کنار هم و تعامل با هم، تشابهاتی در ما ایجاد کرده است. در مجاورت معنوی هم عجیب نیست اگر ما با کشوری که یک قاره از ما فاصله دارد ولی با هم همکیش هستیم احساس نزدیکی کنیم چرا که یک دین، به عنوان یک الگوی واحد، میتواند تشابهاتی در رفتارها و اندیشه های ما ایجاد کند؛ اما استقبال جامعه ایرانی از سریال کره ای "افسانه جومونگ" می تواند عجیب تلقی شود چرا که ظاهرا در هیچ کدام از این فرمولهای مربوط به مجاورت نمی گنجد. از نظر جغرافیایی، بین ما چندین کشور بزرگ از جمله افغانستان و پاکستان و هند و چین فاصله می اندازند، تازه گذشته از آبهای اقیانوسکه شبه جزیره کره را دربرگرفتهاند! از نظر دینی هم که تفاوتها مشخص است. چرا مردم یک فرهنگ، این چنین جذب محصولی از فرهنگی می شوند که ظاهرا هیچ کدام از انواع مجاورت را با آنها ندارند؟ درست است که مفهوم فاصله در دنیای جدید، مفهوم دستکاری شدهایست و رسانهها تعاریف جدیدی از آنها ارائه کردهاند ولی آیا به واقع تمامی این مجذوبیت را باید به ماهیت رسانهای این داستان و یا قدرت کارگردانی فیلم نسبت داد؟
قنات ،تکنولوژِی ایرانی
حرف اول- آیا تکرار مدام یک عنصر در یک کلیت،امری اتفاقی و بی معناست؟
"از آب گل آلود ماهی می گیره،آب نمی بینه وگرنه شناگر ماهریه،آب رفته به جوی برنمی گرده، آب ها از آسیاب افتاده، جایی نمی خوابه که زیرش آب بره،آب زیر کاهه،از آب آب تکان نخورد،طرف آب به آب شده ،به آب نرسیده لباسش رو درمیاره،با آبکش آب میاره،آب از دستش نمی چکه،از آب کره می گیره،پوستش آب انداخته، دست و روش را با آب آلوچه شسته،آب را آب می کشه،آب که از سرگذشت چه یک وجب چه صد وجب،مثل آب می ره اما مثل ریگ زمینه..."
عاشورا به روایت یک چنار
اندکی پس از شهادت امام حسین در روز عاشورای سال 61 هجری قمری،وقتی که خون وی بر زمین کربلا ریخت، پرندگانی که از آنجا می گذشتند به فرمان خدا مامور شدند تا با آغشته کردن بال خود به این خون،پیام شهادت و مظلومیت او را به سراسر جهان برسانند.این پرندگان خونین بال حرکت کردند و یکی از آنها آمد و آمد،از فراز البرز گذشت،رودخانه شاهرود را زیر پا گذاشت،دریاچه اوان را گذراند و به روستای "زرآباد" رسید.او بر شاخه درخت چناری نشست و پیام خود را به آن واگذار کرد.از آن سال تا به حال مردم منطقه هر ساله در صبح روز عاشورا شاهد چکیدن خون از یکی از شاخه های این درخت اسطوره ای هستند."چنار خونبار زرآباد" در روستایی به مساحت صد و چهل و دو هزار متر مربع و در 70 کیلومتری شمال شهر قزوین،در منطقه ی رودبار الموت واقع شده است،جایی که گفته می شود مدفن امام زاده علی اصغر، فرزند امام موسی کاظم، پیشوای هفتم شیعیان جهان است.این چنار کهنسال در همسایگی امامزاده و در حیاط آن واقع شده و در متون قدیمی نیز اشاره هایی به آن شده است.شهرت این درخت در دوره صفویه به حدی می رسد که شاه سلطان حسین صفوی، عالمانی را برای تحقیق صحت و سقم مسأله به روستای زر آباد می فرستد.
یک مردم شناس موسیقی: تعزیه،موسیقی مذهبی نیست،تعزیه است!
مقدمه - مردم شناسی موسیقی یا اتنوموزیکولوژی یکی از گرایش های مردم شناسی است که به تازگی به عنوان یک واحد درسی و در قالب دروس مردم شناسی تدریس می شود.با وجود این کمبود استاد و منابع فارسی همچنان از مشکلات سد راه علاقمندان به این گرایش است.شناسایی کارشناسان این حیطه که در خارج از فضای اکادمیک فعالیت می کنند و مصاحبه با ان ها خود می تواند علاوه بر شناسایی این پتانسیل ها به بالا رفتن دانش علاقمندان نیز کمک کند.سعید افزونتر یکی از دانشجویان دکترای پاریس 10 است که این روزها در زادگاه خود،قزوین مشغول نوشتن رساله اش با عنوان "تعزیه" است.افزونتر از شرح حال خودش و موسیقی تعریف می کند که معتقد است جدای از تاریخچه اتنوزیکولوژی نیست.افزونتر می گوید:" شخصیت اتنوموزیکولوگ این نیست که خودش را رها کند تا جریان ها از او استفاده کنند.چیزی که امروز غرب از ما می خواهد ان است که مثل یک شیشه عمل کرده و بدون اینکه خود دیده شده یا تاثیری روی کار بگذاریم داده ها را برایشان جمع اوری کنیم.خوب این نمی شود و اصلا شعاری بیش نیست." انچه در ادامه می آید گفتگوی ما با اوست.
دکتر فکوهی از "جهان محلی شدن" می گوید
- آقای دکتر فکوهی ،موضوع این ماه صفحه اقوام نشریه ما بحث فرهنگ های قومی،زوال آنها و راهکارهای مقابله با این مسئله است.همان طور که می دانیم یکی از جریان هایی که تنوع فرهنگی در معنای عام و فرهنگ های قومی را در معنای خاص آن مورد تهدید و زوال قرار می دهد فرآیند جهانی شدن است.به خاطر داریم که شما در کلاس های فرهنگ و توسعه تان از مفهوم "جهان محلی شدن" در مقابل "جهانی شدن" صحبت کردید؛فرآیندی که فرصت مقاوت بیشتری به فرهنگ های کوچکتر برای مقابله در برابر فرهنگ های بزرگتر می دهد.لطفا بحث را با ارائه تعریفی پیرامون این مفهوم شروع کنید.
روشی برای ترجمه لباس های اقوام
گیدنز، جامعه شناس معاصر، قومیت را چنین تعریف می کند: "به دیدگاه ها و شیوه های عمل فرهنگی که اجتماع معینی از مردم را متمایز می کند اطلاق می شود. اعضای گروه های قومی، خود را از نظر فرهنگی، متمایز از گروهبندی های دیگر در جامعه می دانند و دیگران نیز آنها را همین گونه در نظر می گیرند. " او همچنین برای تشخیص گروه های قومی از یکدیگر، وجود چند عامل مشترک را ضروری می داند که از جمله آنها زبان، تاریخ یا تبار مشترک، مذهب و نیز شیوه های لباس پوشیدن و آرایش کردن است. از آنچه گفته شد نتیجه می گیریم که لباس، صرفا تن پوشی نیست که بدن را از آسیب های محیط حفظ کرده و کار تطبیق آن با طبیعت را انجام می دهد، بلکه معانی مختلفی با لباس حمل می شود که در مطالعات فرهنگ، بسیار حائز اهمیت است. طی تاریخ، قومیت ها لباس های خاص خود را داشته اند که متمایز از یکدیگر است. اگر لباس، فقط وسیله ای برای پوشانندگی بود، آیا ایجاد و استمرار چنین تنوعاتی در پوشاک اقوام، توجیه قابل قبولی داشت؟ چه عواملی در تعیین لباس های هر قوم نقش دارند و اگر هر لباس را به مثابه یک واژه درنظر بگیریم، زبان لباس ها را چه طور می توان فهمید؟ این یادداشت سعی دارد به این سوال پاسخ دهد.
جواد صفی نژاد
درباره دکتر جواد صفی نژاد،مردم شناس
من محقق بُدم و این بُده بُد خواه دلم ...
نام دکتر جواد صفی نژاد که می آید یاد اولین جلسه ای می افتم که به عنوان مستمع آزاد سر کلاس "شیوه های آبیاری سنتی در ایران"ش شرکت کردم.از طرفی برایم عجیب بود که چرا در گروه مردم شناسی دانشکده علوم اجتماعی باید چنین واحدی تدریس شود که در ظاهر هیچ ربطی به این رشته ندارد و از طرف دیگر به دلیل تجربه ای که ترم پیش از کلاس جغرافیای انسانیش داشتم می دانستم که استاد باسوادی است.جلسه اول کلاس بود،نیامده سوالم را پرسیدم.پیرمرد کمی جواب را در دهانش مزه مزه کرد،چندباری با زبان لبش را تر نمود و بعد شروع کرد به توضیح دادن اینکه ایران کشوری کم آب است واین مسئله خواهی نخواهی بر فرهنگ ما تاثیر گذاشته است.از قنات های هیجان انگیز یزد و اصفهان گفت،از رسم زن گرفتن برای قنات ها صحبت کرد،از دعای باران و انواع و اقسام مراسم مرتبط با آب برایمان حرف زد و نیز از شیوه های مختلفی که انسان ها در فرهنگ های مختلف برای ذخیره و مدیریت توزیع آب اندیشیده اند.
نخل گردانی؛از یهودیت تا شیعه
مقدمه رویدادهای تاریخی چنانچه با باورهای مردم درآمیخته باشند دیگر رویداد تاریخی صرف نخواهند ماند و مردم به مناسبت هایی آنها را بازتولید می کنند بخصوص اگر این رویدادها رنگ دین و اعتقادات را هم داشته باشند. محرم از این دست رویدادهای تاریخی است که با جان شیعه پیوند خورده و هر گروهی از شیعیان در قالب آیین های مختلفی به بازتولید آن می پردازند. یکی از کهن ترین این آیین ها "نخل گردانی" است که در این نوشته به اختصار به آن می پردازیم. پیشینه نخل گردانی آنچه از اسناد تاریخی در دست داریم نشان میدهد که اطلاق واژه نخل به تابوتواره های مذهبی به دوره صفوی بازمی گردد اما رسم گرداندن تابوت و نشانه هایی مانند نخل به دوره های پیش از صفوی باز می گردد و وجود مراسمی از این دست در میان شیعیان عراق قرن پنجم هجری روایت شده است.علی بلوکباشی،نویسنده کتاب نخل گردانی معتقد است که در میان دیگر اقوام و ادیان نیز می توان مراسمی از این دست را مشاهده کرد. "یکشنبه نخل" یا عید شعانین (سعانین) روز یکشنبه قبل از عید فصح است که در میان مسیحیان به یاد ورود حضرت عیسی مسیح (ع) به بیت المقدس برگزار می شود و قدیمی ترین اسناد وجود آن را به حدود هزار سال قبل باز می گرداند.
تولد؛ گذاری رازآلود به زندگی زمینی
حرف اول- در دنیایی که هر روز از گوشه و کنار موسسه های پژوهشی و آزمایشگاه های آن می شنویم که موجودی، سلولی و عضوی توسط محققان شبیه سازی شد و یا از گوشه و کنار بیمارستان های ان، آمار سقط جنین را می شنویم، شاید مسئله تولد و پیدایش یک موجود زنده جدید، شاید خیلی موضوع مبهم و رازآلودی نباشد، ولی نباید نادیده گرفت که همین مسئله در گذشته ای نه چندان دور، جزء مهمترین رویدادهای هر فرهنگ بوده و قصه ها و غصه های بیشماری را با خود داشته است. تولد، یکی از مهمترین مراسم "گذار" زندگی یک انسان محسوب می شده و او را از ناکجاآباد گنگ و توام با اسطوره و تخیل پیش از تولد، به این جهان خاکی کشانده و وادار به زندگی می کرده است. در افسانه های اقوام مختلف، نسبت به دنیای پیش از تولد، بحث های مفصلی شده و تصویر سازی های دقیقی صورت گرفته است. برای مثال، اهالی قوم تروبریاند معتقدند که روح انسان ها پس از مرگ به جزیره مردگان رفته و در آنجا زندگی می کند و وقتی که خسته شد، به صورت یک طفل کوچک پیش از تولد درآمده و از طریق وارد شدن به رحم یکی از زنان قبیله، دوباره وارد چرخه زندگی می شود. در چنین شرایطی، بدون شک نگاه به تولد و طفل متولد شده نمی تواند مانند نگاهی باشد که ما امروز نسبت به این رویداد طبیعی داریم. بنابراین تولد، یکی از مهمترین رویدادها در هر فرهنگی است چرا که ضامن استمرار و بقای انسان ها به عنوان حاملان آن فرهنگ است. قومیت های مختلف هرکدام بسیار پیرامون این مسئله تفکر کرده اند که حاصل این تفکرات، پیدایش آداب و رسوم مختلفی در آن فرهنگ هاست. آداب و رسوم پیچیده و گسترده ای که در عین تفاوت های ظاهریشان، شباهت های قابل توجهی هم با یکدیگر دارند. این مقاله سعی دارد با محوریت موضوع تولد، فرهنگ های مختلف بعضی از اقوام ساکن در ایران را بررسی کرده و باورها و آیین های آنها را پیرامون این رویداد به توصیف درآورد.
علل گرایش به وبلاگ های شخصی
وبلاگ که از آن با عنوان هسته اولیه ژورنالیسم مدرن و یا نوعی روزنامه نگاری پست مدرن نام برده می شود رسانه ای است که در آن نویسنده وسردبیر ومدیرمسئول همه یک نفر می باشد!نخستین وبلاگ را "دیوید واینر" ساخت که نام ان SCRIPTING NEWS بود. در ابتدای سال 1999 تنها 23 وبلاگ روی اینترنت بود که در ماه های بعدی،تعداد بلاگرها به میلیون ها نفر در سراسر دنیا رسید.دو سه سال پس از روی کار امدن نخستین وبلاگ در دنیا،پدیده وبلاگ نویسی با وبلاگ"سلمان" وارد ایران شد.وبلاگ سلمان توسط “سلمان جریری”،دانشجوی 22 ساله مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف در 16 شهریور1380 آغاز به کار کرد و دو ماه بعد با انتشار یک راهنما و چند قالب پیش ساخته توسط حسین درخشان (که بعدها ملقب به ابوالوبلاگ شد) این پدیده به کاربران ایرانی معرفی گشت. در اولین سالگرد انتشار این راهنما،تعداد وبلاگ های فارسی به 100 مورد رسید!با راه اندازی سرویس "پرشین بلاگ"در همان سال و سرویس "بلاگ اسکای" در سال بعد،کاربران بیشتری امکان ورود به دنیای وبلاگ نویسی را یافتند.با آنکه عمر اینترنت در ایران به ده سال هم نمی رسد طبق آمارهای مربوط به سال 83 بیش از 20 هزار وبلاگ فارسی در فضای اینترنت وجود دارد.



