اسطوره؛ قصه آغاز و انجام

نگاه ها به اسطوره و افسانه بسیار متفاوت است. برخی آن ها را به کل داستان هایی دروغین می پندارند، دیگران، متونی تمثیلی و ادبی و عده ای نیز اسطوره ها و افسانه ها را تاریخی دگرگون شده می دانند. اما امروزه رویکردهای علمی، جایگاه های جدیدی برای این پدیده ها تعریف کرده اند. روان شناسان، جامعه شناسان، زبان شناسان و انسان شناسان به اسطوره ها و افسانه ها از رویکردهای متمایزی می نگرند و اسطوره شناسی خود به عنوان یک رشته علم مستقل در بسیاری از دانشگاه ها تدریس می شود. در ادامه با اشاره ای گذرا به رویکردهای روانشناسان و انسان شناسان، به رابطه اسطوره و جامعه خواهیم پرداخت؛ به عبارت دیگر سعی خواهیم کرد به این سئوال پاسخ دهیم که اسطوره به کدام نیاز جامعه پاسخ می دهد.

فرهنگ لر

• مقدمه • وجه تسمیه یا خواستگاه اقوام نیز مانند دیگر پدیده‌های انسانی در گذر زمان دستخوش تغییراتی از جمله در نام خود می‌شوند اما اولین اشاره‌ها به لرها را می‌توان در متون تاریخی و جغرافیایی قرن 4 ه‍.ق. در واژه‌هایی مثل "اللّریه"، "لاریه"، بلاد اللور" و "لوریه" یافت. با این حال برای یافتن اولین اظهار نظرها پیرامون وجه تسمیه لر باید تا قرن هشتم پیش آمد. حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده می‌نویسد: "در زبده التوارخ آمده است که وقوع [این اسم بر آن] قوم، بوجهی گویند از آن است که که در ولایت مانرود دهی است که آن را "کُرد" خوانند و در آن حدود، بندی که آن را به زبان لُری "کول" خوانند و در آن بند، موضعی که آن را " لُر" خوانند. چون اصل ایشان از آن موضع برخاسته‌اند، از آن سبب ایشان را لُر خوانده‌اند. وجه دوم آن که به زبان لُری کوه پر درخت را لِر گویند، بکسر راء. به سبب ثقالت ری کسره لام را به ضمه بدل کردند و لُر گفتند. وجه سیوم آن که شخصی که این طایفه از نسل اویند، لُر نام داشته است .قول اول درست‌تر می‌نماید و هر چیز که در آن ولایت نبود به زبان لُری نام ندارد و به مجاز از نقل زبانی دیگر نامی بر آن اطلاق کرده‌اند." منیورسکی می گوید که اگر بخواهیم اصطلاح لر را مشتق از کلمات ایرانی بدانیم می توان لر را ماخوذ از "لهراسب" دانست و ادامه می دهد که یوستی در نامنامه ایرانی می گوید، لُر می تواند مشتق از کلمه فارسی Rudhro به معنای قرمز باشد.

زنان ترکمن صحرا

حرف اول- مارگارت مید یکی از بزرگترین زنان انسان شناسی است که با سفر به منطقه "ساموا" و وصلت با بومیان،ضمن تجربه ی شیوه دیگری از زندگی توانست اطلاعات ارزشمندی پیرامون فرهنگ آنها جمع اوری کند که پایه ی بسیاری از قطعیت های رایج زمانش را لرزاند.مید طی سال پژوهش دریافت در منطقه ی "آراپش" مردان و زنان هر دو به تیپ شخصیتی ای تعلق دارند که ما انرا "زنانه" می نامیم، مردم "موندوگومور" نیز هیچ ادراکی از یک معیار دوگانه نداشتند و از هر دو جنس انتظار رفتاری مردانه می رفت ،سرانجام او مردم "چامبولی" را هم اینگونه توصیف کرد: زنانی پرخاشگر،نان آور و ساده پوش و مردانی حسود و بیکار و ترشرو که بیشتر وقت خود را صرف آرایش و رقص و بگومگو در خانه می کنند.گرچه امروزه برکار مید،انتقاداتی وارد شده ولی کار او نشان داد که زن بودن و مرد بودن تعاریف متنوع دیگری هم داشته و دارند که دست کم به اندازه تعریف های ما قطعی فرض می شوند حال انکه همه آنها فوق العاده نسبی اند.اوکتاو پاز می گوید:"هر فرد یگانه است و بیشمار افرادی که نمیشناسدشان" و اکنون من می خواهم بگویم:زن نیز مفهومی یگانه است و بیشمار مصادیق متنوعی دارد که نمی شناسدشان...از این دست است وقتی که در مورد زن در قومیت ها صحبت می کنیم و حتی زن در یک قومیت مشخص.آنچه این مقاله قصد بررسی آن را دارد جایگاه زن در جامعه قومی ترکمن هاست.

نگاهی به موسیقی منطقه گیلان؛مجمه،سازی که از آشپزخانه می آید

مقدمه : دریا،رود،جنگل،شالیزار،کوه . این ها عناصری هستند که انسان را به یاد گیلان می اندازند.منطقه ای با مردمی که تاریخ و زبان و لباس و مناسک و باورها و حتی غذاهای خاص خود را دارند.موسیقی نیز یکی از مجموعه نظام های فرهنگی است که کلیتی به نام گیلان را بازنمود می کند.ترانه هایی که کودکان در بازی هایشان می خوانند،لالایی های مادران و آواز زنان شالیکار از فراسوی جلگه های گیلان و صدای سرنا و کمانچه در مراسم شادی و کرنا در روزگاران غم و هزاران نغمه و نغمه و نغمه دیگری که از مردمان گیلان زمین و در گوشه گوشه این سرزمین می توان شنید.ازکوه نشینان طالشی در غرب تا گیله مردان جلگه نشین و دیلیمیان کوه نشین در شرق.جذابیت همه آنها تا حدی است که ابولحسن صبا(یکی از بزرگترین موسیقیدانان معاصر ایران) چندین قطعه از موسیقی مردم دیلمان را اقتباس کرده و انها را از مجموعه موسیقی اقوام ایرانی به مجموعه موسیقی دستگاهی ایران افزوده است.

گذری بر سنت مهریه و شیربهاء در بین اقوام

ازدواج در تمام دنیا با مبادله هدایای مختلفی همراه است که بین خانواده دو طرف و نیز خود طرفین صورت می گیرد. دو نمونه از مهمترین اشکال این تبادل هدایا، مهریه و شیربهاء هستند که به شکل رسمی مهم درآمده و در بین بسیاری از اقوام دیده می شوند. گاه عده ای این دو را یکی پنداشته و ریشه شان را یکی فرض می کنند، حال آنکه این دو مفهوم درحقیقت به دو نیاز متفاوت پاسخ داده و جایگاه های مختلفی نیز داشته اند. شیربهاء از رسوم قدیمی ازدواج است و طی آن، مالی به خانواده عروس پرداخت می شود اما مهریه، مال یا ملکی است که به خود عروس تعلق می گیرد. این دو مفهوم در گذشته از مهمترین تصمیم گیری ها در مورد هر ازدواجی بوده اند و به شیوه متعادلی اجرا می شده اند. این یادداشت، گذری به سنت های مهریه و شیربهاء در بین اقوام و گروه های مختلف خواهد داشت.

نوروز در "تویسرکان": از کوزه شکستن تا فالگوشی سر گذر

- حرف اول: در جنوب کوه الوند و در گوشه ای از استان همدان،منطقه ایست که مردم آن به زبان های فارسی،لری،لکی،کردی و مخلوطی از این ها صحبت می کنند.این سرزمین،مدفن یکی از پیامبران بنی اسرائیل به نام "حبقوق" است که نامش در تورات هم ذکر شده است.این شهر همچنین آرامگاه یکی از شعرای نامی ایران به نام "رضی الدین آرتیمانی" است که ساقی نامه او با مطلع: "الهی به مستان میخانه ات به عقل آفرینان دیوانه ات" از مهمترینن ساقی نامه های ادبیات فارسی محسوب می شود.این سرزمین که "تویسرکان" نام دارد از دیرباز جزء بزرگترین صادرکننده های گردوی کشور بوده است.آنچه در ادامه می آید گذری بر مراسم مربوط به عید نوروز در این خطه از ایران است.

ESRA

گسترش سریع و غیرقابل کنترل گیم نت ها، آمار بالای فروش سی دی بازی های رایانه ای، انتشار چندین مجله تخصصی در زمینه بازی های رایانه ای، اعلام آمادگی افراد و گروه هایی در داخل کشور برای ساخت بازی های رایانه ای ایرانی و همچنین برگزاری مسابقات جام جهانی بازی های رایانه ای، از جمله مواردی بودند که بازی های رایانه ای را در ایران و برای بدنه مدیریتی کشور به مسئله مهمی تبدیل کردند. نتیجه این حساسیت ها تاسیس مرکز ویژه ای برای ساماندهی بازی های رایانه ای بود که "بنیاد ملی بازی های رایانه ای کشور" نام گرفت. اساسنامه این بنیاد در خرداد ماه 1385 به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و زیر نظر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رسما آغاز به کار کرد. از آنجایی که یکی از اهداف این بنیاد، ترویج "فرهنگ استفاده مطلوب از بازی های رایانه ای" بود از همان ابتدا طراحی نظامی برای رده بندی بازی های رایانه ای در دستور کار آن قرار گرفت و فاز مطالعاتی آن آغاز شد و مدتی بعد به صورت آزمایشی به مرحله اجرا درآمد. ESRA درحقیقت، محصول فعالیت های این بنیاد و عنوانی است که برای نظام رده بندی بازی های رایانه ای ایران انتخاب شده است.

به دنبال اسطوره ها در تار و پود قالی

زمانی که برای دیدار از یک موزه آثار هنری می رویم، چشمان ما آماده دیدن چیزی است که آن را "اثر هنری" می نامیم اما بی شک موارد بسیاری در زندگی روزمره پیش می آید که از کنار اثر هنری ارزشمندی بگذریم و هیچ توجهی به آن نداشته باشیم. حقیقت آن است که مرز میان هنر و غیر آن، آنچنان که ممکن است در اولین نگاه به نظر برسد مشخص نیست. این عدم تمایز، به لحظه و شرایط پیدایش هنر باز می گردد؛ جایی و زمانی که همزمان نطفه هنر، صنعت و باورهای زندگی امروز ما شکل گرفته است. از همین روست که تمامی پژوهش هایی که به مطالعه در اعماق آثار هنری می پردازند در جایی از پژوهش، به باورها و اسطوره ها می رسند. هنر ایرانی جلوه های متعددی دارد و فرش یکی از پرکاربردترین مصادیق آنهاست. آنچه در فرش به عنوان یک اثر هنری بیش از سایر ویژگیهایش مورد توجه قرار می گیرد؛ طرح ها و نقش و نگارهای آن است. طرح در کنار رنگ و بافت فرش، بیشتر به عنوان شاخصی برای تشخیص هویت آن به کار می رود، اما این طرح ها می توانند به عنوان زبانی نیز در نظر گرفته شوند که با ما از گذشته های دور سخن می گوید. در این مختصر با استناد به متونی از جمله مقاله دکتر نازیلا دریایی، به بازخوانی نقش های فرش ایرانی از منظر اسطوره شناسی خواهیم پرداخت.

فرش ایرانی؛ از گورهای یخ زده سیبری تا به امروز؟

حدودا 60 سال پیش، زمانی که یک باستان شناس روس به نام "سرگی رودنکو" مشغول کاوش در گور یکی از پادشاهان سکایی بود در کنار ابزارها و اشیاء باستانی داخل گور، یک قالی قدیمی را نیز پیدا کرد که بعدها به جد قالی های جهان شهرت یافت. این گور در منطقه سیبری و در دره ای واقع در شمال کوهستان آلتایی قرار داشت، حدود 80 کیلومتری مغولستان. قالی کشف شده از آن، به دلیل سرمای شدید هوا و شرایط گور، در طول سال های متمادی از فرسایش و پوسیدگی مصون مانده و تقریبا سالم بود. آزمایش های سن یابی باستان شناسان بعدها قدمت این گور را بین 7-6 هزار سال تخمین زد و از همین رو گمان می شود که عمر این قالی نیز می تواند در همین حدود باشد؛ عمری که حتی بیشتر از عمر نوشتار و ابداع خط در جهان است!

چرا دولت ها برای رده بندی بازی های رایانه ای هزینه می کنند؟

خیلی که کوچک است دستهایش را در دست می گیرند و مراقبند که از بلندی پله ها پرت نشود، در خیابان با شنیدن کوچکترین صدای موتور یا اتومبیلی او را به خودشان نزدیک می کنند که سانحه ای رخ ندهد، با کوچکترین نشانه ای از بیماری او را به بهترین پزشک می برند تا مبادا و مبادا و مبادا ... بزرگتر که می شود مراقب پول تو جیبی و نیازهایش هستند که کمبودی حس نکند، سر و ضعش و تلفن هایش و رفت و آمدهایش را زیر نظر می گیرند، مراقب درس و مدرسه اش هستند و درباره خطرات زندگی در جامعه و ضرورت هشیاری در مواجهه با افراد مختلف به او هشدار می دهند اما در تمام این سال ها به "خانه" که می رسند، به این سرزمین امن و آرام و ساکت، خود می نشینند تا نفسی تازه کنند و فرزند را به کنج اطاق بی خطر خود می سپارند، اطاقی که با تلاش شبانه روزی پدر و مادر، تمامی امکانات رفاهی و وسایل آرامش فرزند در آن جمع شده است. فرزند در اتاق آرام و رام، به آرامی مشغول بازی هایی آرام می شود، مشغول دعوا کردن، کشتن، ترسیدن و گاهی نیز تماشای دزدانه تصاویر جنسی از خلال صحنه های بازی و خلاصه مشغول تماشا و تجربه هرآنچه در تمامی این سال ها از آن منع شده است؛ اینک در سایه غفلت والدین، در کنج اطاق خلوت او همه آسیب ها و خطرات جمعند!
هیچگاه تنها کاربرد بازی "سرگرمی" نبوده و "آموزش" همراه همیشگی بسیاری از بازی هاست. در بین بازی های امروز کودکان و نوجوانان بدون شک، بازی های رایانه ای، جایگاه و اهمیت ویژه ای دارند. این یادداشت سعی دارد گذری به ضرورت توجه و نظارت بر بازی های رایانه ای کشور خصوصا از طریق رده بندی سنی آنها داشته باشد.

وبلاگ

درمان و مسکن

یک ساعت پیش مامان زنگ زد و گفت که چند روز دیگر باید برای سند زدن به محضر برود ولی هنوز نتوانسته کسری پولش را تهیه کند چون اوراق مسکن طی همین هفته گذشته از 145 هزار تومان به 180 هزار تومان افزایش یافته و تازه خیلی‌ها به طمع اینکه شاید قیمت باز هم بالاتر رود اوراقشان را نمی‌فروشند و نگه داشته‌اند. حالا حامد از تهران زنگ زد، حالش گرفته بود. گفت دستگاه پرتودرمانی باز هم خراب شده و امروز کار درمان انجام نشده، گفته‌اند فردا تماس بگیرید اگر دستگاه سالم بود بیایید وگرنه... امروز 22 دومین روز پرتودرمانی بابابهرام است، 22مین روزی که صبح بلند می‌شوند و به شرق تهران می‌روند، نوبت می‌گیرند، انتظار می‌کشند، 4 میلیون پول می‌دهند تا درمان بر روی بابا انجام شود و در این مدت، این دومین باری است که دستگاه خراب می‌شود. دفعه قبلی که خراب شد، دستگاه قدیمی را جایگزین آن کردند که مشکلات پوستی بدی را برای بیماران ایجاد می‌کرد و حالا هنوز دستگاه اول درست نشده، همین دستگاه فکسنی هم از کار افتاده است. هر لحظه تلفن، حامل خبر جدیدی است. آن از وضعیت مسکن و این هم از وضعیت درمان. جالب است، هیچ‌کدام از تجربه‌های من و اطرافیانم از زندگی در این مملکت، هیچ رقمه با هیچ‌کدام از آمار و ارقام مسئولین و گزارش‌های خبری غرورآمیزشان در رسانه "ملی‌شان" جور درنمی‌آید.