شهرِ مسافران؛ سفرنامه ای زیرزمینی

"سفر به مرکز زمین"، عنوان کتابی از ژول ورن است که خواندنش، تخیل کودکانه ام را پر و بال می داد: "یعنی می شود روزی به زیرزمین رفت؟ ممکن است در آن زیر شهری باشد و مردمی و تمدنی؟" آن روزها چه قدر تصور حضور در سطحی زیر سطح معمول زندگی، غیرعادی به نظر می رسید و امروز آن قدر عادی که در تمام طول راهرو طولانی مترو انقلاب، حتی برای لحظه ای این تخیلات کودکانه بازنمی گردند! گرچه امروز بشر هنوز نتوانسته سفر نیمه تمام ژول ورن را به اتمام برساند ولی واقعیت این است که مترو، دست کمی از یک شهر زیرزمینی ندارد، شهری به طول چند ده کیلومتر که به موازات شهر تهران در زیرزمین گسترش یافته و با تراکم جمعیتی بالایش به راحتی می تواند جزء شهرهای بزرگ محسوب شود. شهری جوان با قواعد نوشته و نانوشته بسیار، با شهروندانی متنوع و عجول، با مغازه ها، وسایل ارتباطی، تبلیغات، پلیس، تابلوهای هنری و ... آنچه در ادامه می آید شبه ‌سفرنامه ایست که از سفری در بخش های مختلف این شهر حاصل شده، شهری که بسیاری از ما هم، شهروندان همیشه در سفر آن هستیم.

خونریزی‌های آیینی

ما در بسیاری از مواقع و اتفاقات زندگی‌مان قربانی می کنیم، برای تولد کودک، زیر پای عروس و داماد در شب عروسی، زیر پای زوار وقتی که از زیارت برمی گردد، پس از خرید خانه یا تغییرات اقتصادی کلان در زندگی، پس از وقوع چندین حادثه ناگوار پشت سر هم و... همان طور که از این مثال‌ها برمی‌آید قربانی کردن و خون ریختن، جزء مناسکی است که در لحظات غم و شادی و نیز پس از تجربه های شکست و موفقیت برگزار می شود و حضوری همه جانبه در زندگی امروزمان دارد. قربانی کردن، گاه صرف ریختن خون یک جاندار و تقسیم گوشت آن بین فقرا نبوده بلکه با ریزه‌های بیشتری همراه است، مثلا در مواقعی که قربانی با هدف دور کردن بلا از یک خانواده و جلوگیری از حوادث ناگوار بیشتر برای آنها صورت می‌گیرد برخی اعتقاد دارند که باید از خون قربانی برداشته و به بدن، لباس، خانه و لوازم اشخاصی که قربانی برای آنها صورت می‌گیرد مالید و یا در روز عروسی تاکید می‌شود که عروس و داماد حتما باید از روی خون قربانی رد شوند. این خونریزی های آیینی چیست و به کدام نیاز جوامع پاسخ می‌دهد؟

قربان؛ بزرگترین عید اقوام شمال شرق ایران

واژه "عید" از نظر لغوی به "بازگشت" و "عادت" اشاره دارد و در ادبیات اسلامی، به معنای نوعی بازگشت به شادی و پاکی است که پس از طی مراحل و مراتبی خاص حاصل می شود؛ مراتبی که می تواند خویشتن داری یک ماهه رمضان باشد و یا تمرین خودسازی حج. این اعیاد، با رفتارهای آیینی خاصی همراهند که اغلب جمعی بوده و درصدد ارتباط با نیروهای ماوراءطبیعی است. یکی از اعیاد مذهبی ما عید قربان است که در روز دهم ذيحجه هر سال برگزار می شود، زمانی که حاجیان، اعمال خود را به جای آورده و با قربانی کردن یک حیوان و انفاق گوشت آن به نیازمندان، اجازه پیدا می کنند که به روال عادی زندگی بازگردند و هرآنچه در زمان حج بر آنها حرام شده بود با این خونریزی آیینی، دوباره حلال می شود. این مراسم تنها مختص حاجیان نیست و افرادی که بضاعت مالی دارند نیز در همراهی با اهداف حاجیان، قربانی می کنند. گرچه عید قربان، یکی از اعیاد مذهبی مرتبط با آیین حج است که در تمامی حوزه جغرافیایی فرهنگ اسلامی و نیز سراسر ایران برگزار می شود اما در بین ساکنان شمال شرقی کشور از جایگاه بسیار ویژه ای برخوردار است و به نوعی، مهمترین عید آنها به حساب می آید. از این رو در این یادداشت، گذری بر برگزاری این مراسم در این منطقه از کشورمان خواهیم داشت.

انسان‌شناسی برای زندگی روزمره 4- الگوی سکونت

 زن: می‌گم، دیدی چه زود یه سال گذشت. عیدم داره می‌رسه. آخیش! یادش بخیر! نمی‌دونی خونه مامان اینا، دم سال تحویل پای سفره هفت سین چه حالی داشتیم. می‌گم بیا عید امسال بریم خونه مامانم اینا.

مرد: اتفاقا منم داشت فکر می‌کردم سال تحویل خونه بابام باشیم خیلی خوبه. آخه می‌دونی ...

همین چند جمله می‌تواند نقطه شروع یک دعوای نو برای سال نو باشد. هر یک از زوج‌ها خواهان تجربه مجدد سال نو در خانه پدری خود هستند و پاسخ به این مسئله که زمان تحویل سال کجا باید بود؟ و در پی آن برای دید و بازدید کجاها باید رفت، یکی از مسائل فرهنگی سال نو است. مسئله‌ای فرهنگی که شاید به بهانه سال نو، هر ساله تکرار می‌شود. البته این مسئله تنها مختص سال نو نیست و می‌تواند در مناسبت‌های دیگری چون شب یلدا، سیزده‌بدر و عیدهای مذهبی نیز موضوعیت داشته باشد. در این نوشته سعی خواهیم کرد که از منظر انسان‌شناسی، گذری بر این مسئله داشته باشیم.