ناکجایی برای دانستن درباره تابوها

یک حکایت آماری از اینترنت می‌تواند دریچه خوبی برای آغاز بحث ما باشد. طبق آمارها، از سال 2008-2006 برابر 25 درصد کل جستجوها در اینترنت، پیرامون موضوعات پورنوگرافیک بوده است، بیش از چهار میلیون از صفحات وب، یعنی چیزی حدود 12 درصد از کل صفحات موجود را صفحاتی با محتوای پورن تشکیل می‌دهند. سایت‌های پورن، در ماه چیزی حدود 72 میلیون بازدیدکننده از کل دنیا دارند و بیش از 42 درصد از کاربران اینترنت حداقل یک بار به آنها مراجعه کرده‌اند. براساس همین آمارها میانگین سن اولین تجربه‌های پورنوگرافیک اینترنتی در جهان 11 سال است و در این میان، در سال 2006، ایران، مقام نهم جهان را در جستجوی کلیدواژه “s.e.x” داشته است.
این آمار مختصر، تصویری از جایگاه رفتارهای کاربران اینترنت را به نمایش می‌کشد. کارشناسان معتقدند که صنعت پورن، از درآمدزاترین صنایع دنیا محسوب می‌شود. بسیاری از زوایای پورنوگرافی اینترنتی، مورد بحث و بررسی قرار گرفته که از آن جمله می‌توان به مسئله فراغت و اینترنت اشاره کرد. تحلیلی که در مورد کاربران ایرانی اینترنت در ارتباط با مسئله پورنوگرافی اغلب مورد استناد قرار می‌گیرد. در این نوشته سعی داریم به رابطه میان آموزش مسائل جنسی، پورنوگرافی و آنچه ما اعتیاد به پورنوگرافی اینترنتی نامگذاریش کرده‌ایم بپردازیم.

دکتر امیلیا نرسیسیانس: همکلاسی های من کجایند؟

(این همان مصاحبه کذایی است، من و حامد و مجنون چهار پنج سال پیش با دکتر نرسیسیانس انجامش دادیم و حالا به بهانه فوت دکتر کارو لوکس اینجا منتشرش می‌کنیم.) "او همسر یکی از چهره های ماندگار امسال است." این شاید رایج ترین و در عین حال بی معنی ترین عبارت در معرفی "امیلیا نرسیسیانس" باشد.اویی که فردای روز انتخاب شوهرش به عنوان چهره ماندگار، گرچه خیلی خوشحال و سرحال بود ولی از یک چیز کمی دلخوری داشت ، سوال خبرنگاری که احساسش را در مورد همسری با یک مرد ماندگار پرسیده بود؛مردی که گرچه امروز برای ایران یک چهره ماندگار شده ولی برای همسرش همیشه "کارولوکس" بوده است.نرسیسیانس به این قرن خوش بین است و می گوید:" در قرن 21 دیگر باید به این وضعیت پایان دهیم .من درس نخوانم که یک وزیر بیاید و من را بگیرد.زن ما باید یاد بگیرد که روی پای خودش بایستد و نخواهد که مثل یک خزنده به یک مرد بچسبد!"و خودش ترجمه عملی این آروز است؛

انسان‌شناسی برای زندگی روزمره 7- تقسیم کار

زن: چرا غذا می‌خوری سفره رو جمع نمی‍‌کنی؟... همیشه لباساتو من باید مرتب کنم؟... خوب یه بارم تو ظرفا رو بشور!... اصلا می‌دونی مواد خوراکی مون کی تموم می‌شه و کی اونا رو می‌خره؟... قبض آب و برق چه قدر میاد و شارژ ساختمون رو کی می‌ده؟... هر وسیله‌ای می‌خوای باید جاشو از من بپرسی، خوب اگه یه کم تو خونه کار می‌کردی می‌دونستی جای هر چیزی کجاست؟... خسته شدم، مگه من تو این خونه آدم نیستم! آخه چه قدر کار کنم؟ مرد: خوب خانم، من که دنبال تفریح نمی‌رم، صبح تا شب سر کارم و وقتی میام اون قدر خسته‌ام که نای هیچ کاری رو ندارم. تازه خودت می‌دونی که من کارای خونه رو بلد نیستم. زن: ببینم، مگه من سر کار نمی‌رم؟ مگه من پول درنمیارم؟ پولم رو خیرات نمی‌کنم که، تو این خونه داره خرج می‌شه. چه طوره که فقط کار کردن و خسته شدن خودتو می‌بینی؟ خوش به حال زنهای قدیم، واقعا خوش به حالشون... مرد: خوب نرو سر کار، مگه من گفتم بری. بشین خونه و راحت زندگیتو بکن. زن: اِ، اِ، اِ... چه ربطی داره؟ من از کارم گله ندارم که، اونو دوست دارم، بهم آرامش می‌ده. بحث من مشارکت نکردن تو توی کارای خونه است...

معرفی کتاب انسان‌شناسی یاری‌گری

"امروزه متاسفانه در دانشگاه‌ها پاره‌ای از استادان که مسئولیت آموختن علوم انسانی را دارند تشبه به فیلسوفان می‌کنند، من به دانشجویانم توصیه می‌کنم که خریدار این متاع مزور نباشند..."
این سخن عبدالکریم سروش، بر جلد قرمز رنگ کتاب تازه نشر یافته مرتضی فرهادی، بیشتر به یک اخطار شبیه است، گویی نویسنده می‌خواهد از همان بدو به دست گرفتن کتاب، خط و مرز خود را با برخی نویسندگان کتب علوم انسانی جدا کرده و نسبت به خطر بیراهه رفتن این علوم و فاصله گرفتنشان از زندگی روزمره و واقعی انسان‌های بومی هشدار دهد.

معرفی کتاب "مقدمه‌ای بر موسیقی‌شناسی قومی"

"مقدمه‌ای بر موسیقی‌شناسی قومی" عنوان کتاب محسن حجاریان است که در سال 1387 با همکاری پژوهشکده میراث فرهنگی و کتاب سرای نیک منتشر شده است. این کتاب پس از بیست سال از انتشار اولین کتاب‌ها با عنوان اتنوموزیکولوژی در ایران به چاپ رسیده است. به عبارتی از سال 1365 و پس از انتشار دو کتاب "مبانی اتنوموزیکولوژی"محمدتقی مسعودیه و "اتنوموزیکولوژی"برونو نتل، اولین باری است که مفاهیم جدید این حوزه علمی به صورت یک نوشته منسجم ارائه می‌شود.

معرفی کتاب زندگی و اندیشه بزرگان انسان‌شناسی

"زندگی و اندیشه بزرگان انسان‌شناسی"، عنوان کتابی از جری. دی. مور است که در همین ماه‌های آغازین سال 1389 توسط انتشارات جامعه‌شناسان منتشر شده است. این کتاب 476 صفحه‌ای، توسط هاشم آقابیگ‌پوری و جعفر احمدی ترجمه شده و به قیمت 9600 تومان عرضه می‌شود. آشنایی با این کتاب در وهله اول، از چند جهت برای مخاطب انسان‌شناس، قابل توجه است: اول، همنامی و شباهت غیرقابل‌انکاری که در نام این اثر با کتاب "زندگی و اندیشه بزرگان جامعه‌شناسی" کوزروجود دارد، دوم، طراحی جلد کتاب که از ترکیب و کنار هم قرار دادن عکس تعدادی از نظریه‌پردازان انسان‌شناسی تشکیل شده و ناخودآگاه، ذهن را به سمت طراحی جلد کتاب ریتزر با عنوان "نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر" هدایت می‌کند، و سوم، سهم یک سومی انسان‌شناسان زن از مجموعه عکس‌های روی جلد است که به‌گونه‌ای نمادین، حاکی از موفقیت زنان در حوزه نظریه‌پردازی این رشته است.

کشیدن یک نماد

بسیاری نوشته‌ها در بیان علت وابستگی به سیگار، تنها به بیان دلایلی بیولوژیک و ارتباط نیکوتین و اعتیاد اکتفا می‌کنند. بدون رد کردن این دلایل بیولوژیک در اعتیاد به سیگار باید گفت، نمی‌توان دلایل فرهنگی و شناختی این پدیده را نادیده گرفت. به نظر می‌رسد یکی از مسائلی که امروز در مورد سیگار شایان توجه است بُعد نمادین استفاده از آن است. جامعه امروز، جامعه‌ای مصرفی است و مصرف کالاها در این جامعه یکی از راه‌های ایجاد و نمایش هویت افراد است. به این ترتیب مصرف سیگار نیز می‌تواند به عنوان "مصرف یک نماد" و نه صرفا یکی از مواد مخدر مورد بررسی قرارگیرد. در ادامه این یادداشت، نگاهی به چگونگی مصرف سیگار به عنوان یک نماد خواهیم داشت.

انسان‌شناسی برای زندگی روزمره 6- فرهنگ؛ تاریخ تولید و انقضا

• گرچه هنوزم دوستش دارم ولی فکر کردن به ادامه زندگی با اون زجرآوره. چه طور می شه آدم هم کسی رو دوست داشته باشه و هم نخواد باهاش زندگی کنه؟ • ما یه مَثل داریم که می‌گه آب رفته حتی اگه به جوی برگرده، ماهی مرده رو زنده نمی کنه! رابطه ما همون وقتی تموم شد که خانواده هامون جمع شده بودن تا در مورد شروعش با هم مشورت کنن؛ دقیقا شب خواستگاری، وقتی که پدر و مادرا بحثشون سر شیربهاء و مهریه بالا گرفت... در زندگی روزمره، قطعا لحظه‌هایی برای هرکدام از ما پیش می‌آید که برخی از سنت‌ها و آیین‌های باقی‌مانده از پدرانمان را در مقابل خواست و صلاح زندگی خود حس می‌کنیم، لحظه‌هایی مشابه همین که به آن اشاره شد. در این لحظه‌ها گاه عمیقا شک می‌کنیم و از خود می‌پرسیم که چرا گذشتگانمان چنین رسومی را وضع و از آنها پاسداری کرده‌اند و از آن مهمتر، چرا ما باید حامل این رسوم باشیم و به چه قیمتی؟

انسان‌شناسی برای زندگی روزمره 0- تولد یک حریم جدید

چندی پیش سازمان ثبت احوال کشور اعلام کرد که آمار طلاق در سال 88 نسبت به مدت مشابه خود در سال 87 حدوداً 13 درصد رشد داشته است. این درحالی است که منابع غیررسمی معتقدند طلاق‌های ثبت نشده و طلاق‌های پنهان را نیز باید به این رقم اضافه کرد که در آن صورت با عدد بزرگتری مواجه خواهیم شد. یکی از مسائلی که عموما افراد، آنرا در تصمیم‌گیری خود برای طلاق بی‌تاثیر نمی‌دانند مسئله خانواده‌هاست که اغلب از آن تحت عنوان نقض حریم خصوصی و "دخالت" خانواده طرف مقابل در زندگی مشترک یاد می‌شود. چگونگی ارتباط با خانواده همسر و چالش‌های پیش روی آن، مسئله‌ایست که در فرهنگ عامه ما نیز اشاراتی به آن وجود دارد، آنجا که با زبانی کنایی، به ذکر توصیف‌ها، توصیه‌ها و یا حتی لطیفه‌هایی درخصوص رابطه عروس و مادرشوهر، داماد و مادرزن، خواهرزن، خواهرشوهر و... می‌پردازد. ریشه این مشکلات در کجاست و چرا خانواده‌ها که طبیعتا خیرخواه و حامی فرزندانشان هستند این‌چنین به عنوان سرمنشا مشکلات زوج‌ها خصوصا زوج‌های جوان معرفی می‌شوند؟ این یادداشت قصد بررسی این مسئله را دارد.

انسان‌شناسی برای زندگی روزمره 3- پیچی زنگ‌زده یا یک تکه پارچه؟

زن: این آشغالا چیه دور و برت جمع می‌کنی آخه؟... هرچی می‌بینه برش می‌داره میاره خونه و می‌ریزه توی انباری. آخه مگه انباری آشغال دونیه؟! مرد: تو نمی‌فهمی. وقتی کارت به یه پیچ کوچولو گیر کرد و مجبور شدی به خاطرش شال و کلاه کنی و بری خیابون، اونوقت بهت می‌گم. بعدشم، من آشغال‌جمع‌کنم یا تو؟ آخه خورده پارچه و تیکه کاموا به چه دردت می‌خوره که یه گونی جمع کردی؟ زن: بیا ببرمت این مغازه‌‌ها؛ وقتی برای خرید یکی از کارایی که با این خورده پارچه ها درست کردن جیبت خالی شد اون وقت فرق آشغال و غیرآشغال حالیت می شه! و البته این داستان ادامه دارد ... جمله‌هایی مثل "این مردا همشون سر و ته یه کرباسن." یا "زن جماعت همینه دیگه، مگه چه انتظاری داشتی؟!" را بدون شک همه ما شنیده‌ایم. از منظر انسان‌شناسی باید اعتراف کرد که این دست از جمله‌ها کاملا درست هستند.

وبلاگ

درمان و مسکن

یک ساعت پیش مامان زنگ زد و گفت که چند روز دیگر باید برای سند زدن به محضر برود ولی هنوز نتوانسته کسری پولش را تهیه کند چون اوراق مسکن طی همین هفته گذشته از 145 هزار تومان به 180 هزار تومان افزایش یافته و تازه خیلی‌ها به طمع اینکه شاید قیمت باز هم بالاتر رود اوراقشان را نمی‌فروشند و نگه داشته‌اند. حالا حامد از تهران زنگ زد، حالش گرفته بود. گفت دستگاه پرتودرمانی باز هم خراب شده و امروز کار درمان انجام نشده، گفته‌اند فردا تماس بگیرید اگر دستگاه سالم بود بیایید وگرنه... امروز 22 دومین روز پرتودرمانی بابابهرام است، 22مین روزی که صبح بلند می‌شوند و به شرق تهران می‌روند، نوبت می‌گیرند، انتظار می‌کشند، 4 میلیون پول می‌دهند تا درمان بر روی بابا انجام شود و در این مدت، این دومین باری است که دستگاه خراب می‌شود. دفعه قبلی که خراب شد، دستگاه قدیمی را جایگزین آن کردند که مشکلات پوستی بدی را برای بیماران ایجاد می‌کرد و حالا هنوز دستگاه اول درست نشده، همین دستگاه فکسنی هم از کار افتاده است. هر لحظه تلفن، حامل خبر جدیدی است. آن از وضعیت مسکن و این هم از وضعیت درمان. جالب است، هیچ‌کدام از تجربه‌های من و اطرافیانم از زندگی در این مملکت، هیچ رقمه با هیچ‌کدام از آمار و ارقام مسئولین و گزارش‌های خبری غرورآمیزشان در رسانه "ملی‌شان" جور درنمی‌آید.