یک سیاست قومی را نمیتوان مطلقا درست یا غلط دانست
دکتر اُلِگ ولادیمیرویچ کوزنتسف (Vladimirovich Kuznetsov Oleg)، انسانشناس روس و عضو دپارتمان انسانشناسی اجتماعی دانشگاه چیتا در جنوب جمهوری فدرال روسیه است؛ بزرگترین کشور دنیا که بخشهایی از دو قاره آسیا و اروپا را در خاک خود داشته و با کشورهای مختلفی از چین و کره گرفته تا شرق اروپا مرز مشترک دارد. دکتر کوزنتسف، مدتی در دانشگاه سنتپترزبورگ، باستانشناسی خوانده و پژوهشهایی نیز در زمینه انسانشناسی روسیه و آفریقا انجام داده است. او سابق بر این، رئیس دانشکده علوم سیاسی و تربیت مدرس روسیه بوده و زمانی هم در شورای توسعه همکاری شهر چیتا عضویت داشته است. کوزنِتسُف هماکنون همکار پژوهشی دانشگاه سوربن فرانسه است. قومیت، از موضوعات قدیمی مورد علاقه اوست که طبیعتا بیارتباط با ویژگیهای کشور محل سکونتش هم نیست. بااینحال او تاکید میکند که امروز، میدان مطالعه اصلیش، شمنیزم در قوم بوریاد (Buriyad) است؛ بزرگترین اقلیت قومی سیبری که تباری مغولی داشته و در ایالتی به همین نام ساکنند. این قوم به زبان بوریادی صحبت میکند که گویشی از زبان مغولی است و سنت چادرنشینی و نیز ادیان شمنیزم در بین آنها همچنان دیده میشود. اولین بار او را در جلسه سخنرانیش با عنوان "انسانشناسی اجتماعی در روسیه"دیدیم، جلسهای که چند روز پیش در انجمن جامعهشناسی ایران برگزار شد. فردای آن روز، فرصتی دست داد تا در منزل دکتر سید جواد میری، دیداری با وی داشته باشیم و درباره برخی موضوعات چون سیاستگذاری قومی در روسیه، مسلمان روسیه و نیز شمنیزم در قوم بوریاد صحبت کنیم. وی با شور خاصی، از داخل لپتابش دادههای اتنوگرافیک حاصل از پژوهشهای میدانیش در روسیه و آفریقا را به ما نشان میداد و برای فهمیدن انگلیسی دست و پا شکستهمان بسیار صبوری میکرد. ماحصل این گفتگو پیش روی شماست.
باورهای غذا و غذاهای باور
قصه هبوط یا همان تبعید انسان به زمین، از "خوردن"شروع میشود، خوردنِ میوهِ ممنوعه! این خوردن، اتفاقی است که برخی از متون مذهبی، آن را "گناه نخستین"تعبیر کرده و اولین نافرمانی بشر در مقابل خواست الهی قلمدادش میکنند، نافرمانیای که آغازی بر زندگی پررنج و مشقت نوع بشر بر روی زمین شد. کمی تعمق بر روی این قصه و عناصر آن، این سوال را به ذهن متبادر میسازد که به راستی، خوردن چیست و چه جایگاهی در زندگی و باورهای بشر دارد؟ آیا صرفا تامین مواد و انرژی مورد نیاز بدن از طریق بلعیدن یکسری مواد حاوی انرژی است؟
بسیاری از بشارتهای ادیان درباره زندگی جاودانه انسانهای نیکوکار در بهشتی امن و خواستنی، با غذا همراه است. گوشت، نان، میوه، انواع نوشیدنی و نیز خوراکیهای لذیذ و خوشبویی که بشر حتی فکرش را هم نمیتواند بکند، خوراکیهایی که تمام نمیشوند و به محض خواستن، مهیا میشوند. خدا به بندگانش، به عنوان پاداشی برای نیکوکاریشان در دنیا، دستور خوردن آنها را میدهد.
معرفی کتاب "خانواده در جهان امروز"
"پژوهشی جامعهشناختی از الگوهای جدید زندگی"، این عبارتی است که کتاب "خانواده در جهان امروز" با آن خود را معرفی میکند؛ کتابی 218 صفحهای که سال گذشته توسط افسر افشار نادری و بیتا مدنی ترجمه شده است. نسخه انگلیسی کتاب، نوشته الیزابت بک گرنسهایم و محصول سال 2002 است که دکتر باقر ساروخانی نیز بر نسخه فارسی آن مقدمهای نوشته است.
کتاب خانواده در جهان امروز، در قالب 6 فصل به بررسی سردرگمیهای کنونی در خانواده، عادی شدن طلاق، زندگی به عنوان یک طرح برنامهریزیشده، قرارداد نسلی و روابط جنسیتی، خواهان فرزند سالم و خاص بودن و درنهایت، چند فرهنگه شدن خانواده پرداخته است، مطالبی که بیشتر به فهرستی از مسائل خانواده در زندگی امروز شباهت دارند تا آنکه یک مجموعه بحث طولانی و نظری درباره آنها باشند. جذابیت این کتاب نیز دقیقا از همین ویژگی آن نشات میگیرد که مسائل متنوع و وسیعی را در حوزه خانوادههای امروز و آینده خانواده در جهان طرح کرده است.
یک بَسته شبنشینی خانوادگی!
بعد از آنکه عروسیها به هتلها برده شدند، مجالس ختم و یادبود نیز از خانهها به مساجد و درنهایت به رستورانها رفتند. بهتدریج، کارت دعوتهای ولیمه حج نیز مزین به آدرس یک سالن پذیرایی شد! این مراسم، گردهماییهای فامیلی بزرگی محسوب میشوند که هرچند سال یک بار به صورت موردی برگزار شده و جمعیت زیادی هم در آنها حاضر میشوند، جمعیتی که اغلب، قالبِ تنگِ خانههای امروزی را یارای پذیرش و خدماترسانی به آنها نیست. با این استدلال بود که فرهنگ، با خروج مراسمی از این دست از فضای خانگی موافقت کرد ولی به دنبال این تغییرات، در طول سالهای اخیر، شاهد طرح مطالبات جدیدی در این حوزه هستیم. دورههای فامیلی، شبنشینیها و میهمانیهای کوچک خانوادگی (مانند افطاریهای ماه رمضان، اعیاد، شبهای یلدا، چهارشنبهسوری و...) که عموما با صرف یک غذای سبک خانگی همراهند، به فضاهای تغذیهای خارج از خانه برده میشوند. این مسئلهایست که شاید در وهله اول، بیاهمیت و حتی منطقی به نظر برسد ولی در مدت کوتاهی، به تغییرات فرهنگی وسیعی دامن خواهد زد.
غذا؛ مردانگی یا زنانگی
برای بسیاری از ما پذیرفتنی است که لباسی مردانه یا زنانه تعریف شده باشد و یا اگر برای کسی عطری میخریم، متناسب با زن یا مرد بودنش باشد اما آیا غذاها هم مردانه و زنانه دارند؟ غذایی هست که با شنیدن نامش تداعیای از یکی از دو جنس را با خود به همراه داشته باشد؟ اگر چنین غذا یا غذاهایی هستند، کدام ویژگی یا ویژگیها میتوانند به عنوان وجه تمایز میان غذاهای مردانه و زنانه تلقی شوند؟ شاید کلهپاچه فروشی سر کوچه شما جای مناسبی برای یافتن پاسخ این سئوال باشد! اگر گذرتان به کلهپاچه فروشیها افتاده باشد به تجربه دیدهاید که فروشندگان و تهیهکنندگان این دست از اغذیهفروشیها را مردان تشکیل میدهند. نمونه دیگر، کبابیها و جگرکیها هستند؛ صاحبان و کارگران کبابیها و جگرکیها هم مردان هستند و اکثریت مشتریهای این دست از فروشگاهها نیز با مردان است.
ناکجایی برای دانستن درباره تابوها
یک حکایت آماری از اینترنت میتواند دریچه خوبی برای آغاز بحث ما باشد. طبق آمارها، از سال 2008-2006 برابر 25 درصد کل جستجوها در اینترنت، پیرامون موضوعات پورنوگرافیک بوده است، بیش از چهار میلیون از صفحات وب، یعنی چیزی حدود 12 درصد از کل صفحات موجود را صفحاتی با محتوای پورن تشکیل میدهند. سایتهای پورن، در ماه چیزی حدود 72 میلیون بازدیدکننده از کل دنیا دارند و بیش از 42 درصد از کاربران اینترنت حداقل یک بار به آنها مراجعه کردهاند. براساس همین آمارها میانگین سن اولین تجربههای پورنوگرافیک اینترنتی در جهان 11 سال است و در این میان، در سال 2006، ایران، مقام نهم جهان را در جستجوی کلیدواژه “s.e.x” داشته است.
این آمار مختصر، تصویری از جایگاه رفتارهای کاربران اینترنت را به نمایش میکشد. کارشناسان معتقدند که صنعت پورن، از درآمدزاترین صنایع دنیا محسوب میشود. بسیاری از زوایای پورنوگرافی اینترنتی، مورد بحث و بررسی قرار گرفته که از آن جمله میتوان به مسئله فراغت و اینترنت اشاره کرد. تحلیلی که در مورد کاربران ایرانی اینترنت در ارتباط با مسئله پورنوگرافی اغلب مورد استناد قرار میگیرد. در این نوشته سعی داریم به رابطه میان آموزش مسائل جنسی، پورنوگرافی و آنچه ما اعتیاد به پورنوگرافی اینترنتی نامگذاریش کردهایم بپردازیم.
دکتر امیلیا نرسیسیانس: همکلاسی های من کجایند؟
(این همان مصاحبه کذایی است، من و حامد و مجنون چهار پنج سال پیش با دکتر نرسیسیانس انجامش دادیم و حالا به بهانه فوت دکتر کارو لوکس اینجا منتشرش میکنیم.) "او همسر یکی از چهره های ماندگار امسال است." این شاید رایج ترین و در عین حال بی معنی ترین عبارت در معرفی "امیلیا نرسیسیانس" باشد.اویی که فردای روز انتخاب شوهرش به عنوان چهره ماندگار، گرچه خیلی خوشحال و سرحال بود ولی از یک چیز کمی دلخوری داشت ، سوال خبرنگاری که احساسش را در مورد همسری با یک مرد ماندگار پرسیده بود؛مردی که گرچه امروز برای ایران یک چهره ماندگار شده ولی برای همسرش همیشه "کارولوکس" بوده است.نرسیسیانس به این قرن خوش بین است و می گوید:" در قرن 21 دیگر باید به این وضعیت پایان دهیم .من درس نخوانم که یک وزیر بیاید و من را بگیرد.زن ما باید یاد بگیرد که روی پای خودش بایستد و نخواهد که مثل یک خزنده به یک مرد بچسبد!"و خودش ترجمه عملی این آروز است؛
انسانشناسی برای زندگی روزمره 7- تقسیم کار
زن: چرا غذا میخوری سفره رو جمع نمیکنی؟... همیشه لباساتو من باید مرتب کنم؟... خوب یه بارم تو ظرفا رو بشور!... اصلا میدونی مواد خوراکی مون کی تموم میشه و کی اونا رو میخره؟... قبض آب و برق چه قدر میاد و شارژ ساختمون رو کی میده؟... هر وسیلهای میخوای باید جاشو از من بپرسی، خوب اگه یه کم تو خونه کار میکردی میدونستی جای هر چیزی کجاست؟... خسته شدم، مگه من تو این خونه آدم نیستم! آخه چه قدر کار کنم؟ مرد: خوب خانم، من که دنبال تفریح نمیرم، صبح تا شب سر کارم و وقتی میام اون قدر خستهام که نای هیچ کاری رو ندارم. تازه خودت میدونی که من کارای خونه رو بلد نیستم. زن: ببینم، مگه من سر کار نمیرم؟ مگه من پول درنمیارم؟ پولم رو خیرات نمیکنم که، تو این خونه داره خرج میشه. چه طوره که فقط کار کردن و خسته شدن خودتو میبینی؟ خوش به حال زنهای قدیم، واقعا خوش به حالشون... مرد: خوب نرو سر کار، مگه من گفتم بری. بشین خونه و راحت زندگیتو بکن. زن: اِ، اِ، اِ... چه ربطی داره؟ من از کارم گله ندارم که، اونو دوست دارم، بهم آرامش میده. بحث من مشارکت نکردن تو توی کارای خونه است...
تغییر تکنولوژی آبرسانی و تاثیرات آن بر الگوی مصرف آب
تکنولوژی یا فناوری، یکی از موضوعات محوری انسانشناسی است که در بسیاری از تعاریف فرهنگ نیز توجه ویژهای به آن شده است؛ از آن جمله میتوان به عنصر "دانش" در تعریف تایلور، عنصر "صناعات" در تعریف ویسلر، "فرآوردهها و کردوکارها" در تعریف دیکسون، "فنون علمی" در تعریف هیلر، "وسایل و کالاهای مصرفی، مهارتها، کارها و فرآیندهای علمی" در تعریف مالینفسکی، "دانش هماهنگ کردن خود با محیط" در تعریف کلاکن و کلی و... (آشوری، 1380: 71-48) اشاره کرد.
معرفی کتاب انسانشناسی یاریگری
"امروزه متاسفانه در دانشگاهها پارهای از استادان که مسئولیت آموختن علوم انسانی را دارند تشبه به فیلسوفان میکنند، من به دانشجویانم توصیه میکنم که خریدار این متاع مزور نباشند..."
این سخن عبدالکریم سروش، بر جلد قرمز رنگ کتاب تازه نشر یافته مرتضی فرهادی، بیشتر به یک اخطار شبیه است، گویی نویسنده میخواهد از همان بدو به دست گرفتن کتاب، خط و مرز خود را با برخی نویسندگان کتب علوم انسانی جدا کرده و نسبت به خطر بیراهه رفتن این علوم و فاصله گرفتنشان از زندگی روزمره و واقعی انسانهای بومی هشدار دهد.



